مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن صفحه 11

صفحه 11

برانگیختن، الهام و اشاره است، در آیات قرآن وحی به زنبور عسل یعنی الهام. اگر «اوحی لها» به کار برده شد به معنای اوحی إلیها است که یعنی به او امر کرد و فرمان داد. و این که حضرت زکریا به قومش وحی کرد یعنی اشاره کرد و «ایحاء» (باب افعال) به معنای اشاره می آید.

جوهری (نویسنده الصحاح تاج اللغه و صحاح العربیه) به بیشتر معانی گفته شده (الاشاره، الکتابه، الرساله، الالهام و...) اشاره نموده است و می افزاید: «کل ما القیته إلی غیرک» هر چیزی که به دیگری القاء می کنی آن را «وحی» گویند. و الوَحَی مثل الوغی: الصوت. وَحَی مانند وَغی به معنای صدا است. (1)

لسان العرب به همه معانی گفته شده اشاره نموده است:

الوحی: الاشاره والکتابه والرساله والالهام والکلام الخفی وکلّ ما القیته إلی غیرک؛ یقال: وحیت إلیه الکلام واوحیت ووحی وحیاً واوحی أیضاً أی کتب. والوحی المکتوب والکتاب أیضاً؛ وحی به معانی اشاره، نوشتن، پیام دادن، الهام، سخن پنهانی، القاء به غیر، و نیز به معنای کتاب و مکتوب (نوشته شده) آمده است و «اوحی» (باب افعال) به معنای وحی (ثلاثی مجرد) می باشد.

ایشان پس از معنای اصطلاحی وحی (وحی رسالی) به برخی از کاربردهای قرآنی آن می پردازد و وحی را به آتش نیز معنا کرده و می افزاید: به پادشاه نیز وحی گفته می شود. او از زبان ثعلبه می نویسد:

به ابن انباری گفتم: وحی چیست؟ قال: المَلِک. فقلت: ولِمَ سمّی الملِک وحی؟ فقال: الوحی النار فکانّه مثل النار ینفع ویضرّ، والوحی: السید من الرجال؛ ایشان گفت: وحی پادشاه است. گفتم چرا به پادشاه وحی گویند؟ گفت: اصل وحی همان آتش است و از آن رو به پادشاه وحی گویند که مانند آتش هم سود می رساند هم ضرر می زند. به مرد بزرگ قبیله نیز وحی می گویند.


1- (1) . جوهری، الصحاح تاج اللغه و صحاح العربیه، ماده وحی، ج2، ص2520.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه