حلال و حرام مالی صفحه 48

صفحه 48

«اَصْلُ الانسانِ لُبُّه وَ عَقْلُه دِینُهُ و مُرُوَّتُه حَیْثُ یَجْعَلُ لِنَفْسِهِ» (1)ریشه، پایه و حقیقت همۀ انسان ها، مغز آنها است. عقل، زانوبند، مانع و ترمز، دین، مروّت و جوانمردی او است، چنانچه این دین و جوانمردی را به کار گیرد؛ چون اگر دین را به کار نگیرد، مانند مرکب بی ترمزی است که از همۀ مرزبندی ها و حدود خدا می گذرد. حدود در اینجا حلال، حرام، حقّ مردم، خدا، پدر و مادر و خانواده است که اگر دین را به کار نگیرد، همۀ این حدود را زیر پا می گذارد؛ چون پایبندی ندارد.

«عقل» در این جمله؛ یعنی پایبندی و ترمز. وقتی عقل نباشد، هم به حقوق دیگران و هم به حق پروردگار عالم تجاوز و ظلم می کند.

عقل، وجه تمایز حیوان و انسان

اما این جملۀ «لبّه» ، مغز انسان؛ یعنی همۀ هستی او. این نکته مقداری قابل بحث است. عقیدۀ امیرالمؤمنین علیه السلام این است که انسان نباید به همان مغز طبیعی که از شکم مادر با او به دنیا آمده است، قناعت کند؛ چون در این صورت فقط دریافت های محدود مادّی را دریافت می کند؛ یعنی مقداری از حیوانات بالاتر.

آدرس ها، خیابان ها و افراد را بشناسد، جنس ها را از هم تشخیص دهد که این مجموعه علم، نه سکّوی پرواز و نه عامل نجات است؛ چون در حدّ گذران امورعادی زندگی است. این دریافت راحیوانات نیزکم وبیش دارند، حیوانات نیز لانه های خود را می شناسند و گم نمی کنند، می دانند که باید خود را از سرما و گرما حفظ می کنند، ضررها و منافع مادی مربوط به خود را خوب می شناسند.

شخص بزرگواری از علما که من اوایل طلبگی چند شب را در مسجد ایشان منبر


1- 1) - بحار الأنوار: 1/82، باب 1، حدیث 2؛ [1]الأمالی، شیخ صدوق: 240، حدیث 9. [2]
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه