حلال و حرام مالی صفحه 535

صفحه 535

بعضی از شیطان ها همسران و بچه های شما هستند. کار چنین دشمنی فقط این است که شما را با تشویق، گریه، ترغیب، وسوسه و با پشت سر اندازی، از مرزهای خدا بیرون ببرد. شما را تحریک کند که از مرزهای حرام وارد بشوید. شیاطین، دام های مختلفی از قبیل گریه، دلسوزی، ایجاد چشم و هم چشمی دارند و این دشمنی با شما است.

رفیقی در تهران داشتم به نام حسین که هم سن من است، خیلی آدم بزرگواری است و از حلال خدا قدم بیرون نگذاشته است. برای او مکرراً میدان حرام پیدا می شد، ولی می گفت: باید شیطان را مسخره بکنید تا از شما بدش بیاید و شما را رها کند، وقتی با او گرم بگیرید بر شما مسلّط می شود.

این رفیق من وقتی می دید که من از کار نوشتن و منبر خیلی خسته می شوم، مرا به خانۀ خود می برد. خیلی خوش بیان، خوش زبان و اهل گریه بود، می گفت: مادرم، شیطان پدرم بود، یعنی از پدر من در امر زندگی توقعی بیش از توان و بیش از پول پدرم را داشت، اگر پدر من می خواست توقعات مادرم را برآورده کند، حتماً باید وارد حرام می شد. شغل پدرم این بود که صبح می رفت زغال سنگ ها را در کوره می ریخت، در تابستان گرم تهران، تیشه، بیل، و از این قبیل ابزارها می ساخت و شب که پیاده می آمد به خانه، تمام پوست صورت او سوخته بود، نماز جماعتش را هم بیرون می خواند و می آمد.

مادر من شروع به حرف زدن می کرد، ناروا می گفت، توقعات خود را می گفت.

گاهی می گفت: لعنت به پدر و مادر تو که وسیلۀ این ازدواج را فراهم کردی، ما هم بچه بودیم و عادت کرده بودیم و می دانستیم هر شب مادر ما یک منبر یک ساعته برای پدر می رود، پدرم نیز با روی باز گوش می داد.

می گفت: پدر من در این فحّاشی ها یک بار خم به ابرو نکشید. یعنی هر مؤمنی باید این باشد. یکی از دستگیره های بسیار قوی نجات در قیامت، اخلاق است. نرم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه