حلال و حرام مالی صفحه 71

صفحه 71

گرفتند، دو سه ماه طول کشید.

بعد از این که این بانک آماده شد، برای بازاری های آنجا که شاید آن زمان پنج هزار نفر بودند، رؤسای بازار و ادارات دعوت نامه نوشتند که بیایند و بانک را افتتاح کنند و دفترچه باز کنند. خیلی ها نیز نمی دانستند چیست. تبلیغ کرده بودند که شما هزار تومان در دفترچه بگذارید، مثلاً سر ماه دوازده ریال اضافه می شود.

حضرت آیت الله بروجردی نیز در آن زمان فتوا داده بودند که جایزه ای که خود بانک، بدون قرار داد روی پول دفترچه ها می گذارد، عیبی ندارد. پدر مادر من با تمام مغازه های محل که محدود بود و همه همدیگر را می شناختند، از آنها پرسید:

این بانکی که می گویند، من نمی فهمم یعنی چه؟ بانک چیست؟

این مغازه دارها که وارد بودند، برای او بانک را تعریف کردند. آن عالم می گفت:

پدر مادر شما نزد من آمد، گفت: حضرت آیت الله، فردا بناست در شهر ما بانک افتتاح شود، آن وقت این سیستم های بانکی این همه گسترده نبود، این همه حساب های مختلف و کلاه گذاری بر سر ملت و زمینۀ طمع برای مردم ساختن نبود.

گفت: اشک در چشم پدر مادر شما جمع شد. هنوز بانک افتتاح نشده بود و فردا بنا بود که مردم بروند، شیرینی و شربت بخورند و حساب باز کنند. گفت:

آقا! نان شهر ما دارد با حرام مخلوط می شود، من از فردا تا روز مرگم، در این بازار برای معامله قدم نمی گذارم. اگر نماز و روزۀ استیجاری برای شما آوردند، من با پول نماز و روزۀ استیجاری زندگی می کنم و تا آخر عمر نیز این گونه زندگی کرد.

من نمی گویم مانند این افراد احتیاط کنید؛ چون تا این حد احتیاط کردن باعث می شود که از دین فراری شوید. اما از حرام بیّن که باید پرهیز کنید.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه