انسان از مرگ تا برزخ صفحه 152

صفحه 152

دیدم اجتماع کرده اند. گفتم : این اجتماع برای چیست ؟ در جواب گفتند: راهبی مسلمان شده است ، به مکه آمده و از داستان عجیبی خبر می دهد.

پیش رفتم پیرمردی عظیم الجثه و بزرگ ، پشمینه پوش با کلاهی از پشم را دیدم نشسته بود و می گفت : کنار دریا میان صومه خود مشغول عبادت بودم . روزی به دریا نگاه کردم دیدم ، مرغی بزرگ مانند کرکس آمد و بر فراز سنگی نشست و یک چهام از بدن مردی را قی کرد و رفت . باز آمد و یک چهارم دیگر او را قی کرد تا چهار مرتبه اعضای آن مرد را قی کرد. پس آن مرد، انسان کاملی شد و برخاست .

من از دیدن این قضیه در تعجب شدم ! باز دیدم همان مرغ آمد و یک ربع او را بلعید و رفت و بدین طریق در چهار مرتبه او را بلعید و رفت ؟! در حیرت شدم که این چیست و این مرد کیست ؟ اعمال و افعال او چه بوده است ؟ تاسف خوردم که چرا از وی نپرسیدم و از قضیه او سئوال نکردم .

روز دوم نیز آمد و در چهار مرتبه هر دفعه یک چهارم او را قی کرد. در این مرتبه وقتی اعضای او کامل شد. از صومعه بیرون دویدم و او را به خدا سوگند دادم و گفتم : ای مرد! کیستی ؟ جوابم را نداد. باز گفتم : به حق آن کسی که تو را آفریده است سوگند می دهم بگو چه کسی هستس و چه کاره بوده ای ؟ قضیه تو با این

مرغ چیست ؟ در جواب گفت : ((عبدالرحمان بن ملم مرادی )) هستم و علی بن ابیطالب علیه السلام را کشته ام . خداوند این مرغ را بر من گماشته است که هر روز مرا بدین گونه که دیدی عذاب کند. از او پرسیدم : علی بن ابیطالب کیست ؟ گفت : پسر عموی حضرت محمد علیه السلام و وصی اوست . وقتی آن ها را شناختم مسلمان شدم و اکنون به حج خانه خدا و زیارت حضرت رسول علیه السلام مشرف شده ام . (256)

در احوال حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام نقل شده است : اهل کوفه بعد از به درک فرستادن ابن ملجم مرادی استخوانهای او را در گودالی انداختند. تا مدتی مردم صدای ضجه و ناله از استخوانهای او را می شنیدند.(257)

چرا چنین نباشد؟ آن شقی و بدبخت ، بزرگترین جنایت را مرتکب شد و جزای خود را هم دید. او هنوز به درک واصل نشده بود که به آتش قهر و قضب مردم سوخت .

نقل شده است بعد از شهادت علی علیه السلام : عبدالله بن جعفر گفت : ابن ملجم را به من واگذارید. سپس دستور داد میخی را داخل آتش گذاشتند، وقتی سرخ شد به داخل چشمهای او کشیدند و با آن میخ سرخ شده چشمهای او را سرمه کردند، بعد از آن دست و پای او را قطع کردند، سپس زبانش را بریدند و او را به آتش سوزاندند.

این عذاب دنیایی او بود و عذاب برزخی او را هم شنیدی ، عذاب آخرتی را هم خدا می داند که چگونه باید او را در آتش قهر و غضب

خود بسوزاند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه