انسان از مرگ تا برزخ صفحه 212

صفحه 212

((ای برادر! بر این مشکلات و رنج ها صبر کن تا دوست من ((حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم )) را ملاقات نمایی . من درگذشته اصحاب و یاران خود از بنی اسرائیل را دیدم که از ناحیه دشمن چه سختی ها به آن ها رسید. بدن آنان را با ((اره )) می بریدند و روی تخته هایی از چوب میخ کوب کرده و حمل می نمودند.))

پس با دست خود به اهل شام (سپاه معاویه ) اشاره کرد و گفت : ((اگر این بیچاره های روسیاه می دانستند چه عذابی سخت در

انتظار آنها است دست از جنگ می کشیدند.))

پس از آن ، با دست اشاره به سپاه علی علیه السلام کرد و گفت : ((اگر این چهرهای نورانی و روشن می دانستند چه پاداش عظیمی برای آن ها فراهم است ، دوست می داشتند که بدن آنها را با قیچی های آهنین پاره پاره کنند و در عین حال در راه یاری تو استقامت نمایند.))

سپس آن مرد نورانی و محاسن سفید به حضرت علی علیه السلام گفت : ((السلام علیک و رحمت الله و برکاته ))

جمعی از یاران علی علیه السلام مانند عمار یاسر، ابوایوب و.... که ملاقات و ناپدید شدن آن مرد را دیده و گفتار او را شنیده بودند، از امام پرسیدند: این مرد چه کسی بود؟

فرمود: ((شمعون بن صفا)) وصی حضرت عیسی علیه السلام بود. خداوند او را فرستاد تا مرا در این جنگ تاءیید و تقویت کند.(343)

باز در این جا مشاهده می کنیم ((شمعون بن صفا)) که حدود شش صد سال پیش در ظاهر از دنیا رفته است با امیر المومنین علیه السلام ملاقات می کند و مطالبی را به آن حضرت تذکر می دهد.

صحبت کردن پدر و مادر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

انس بن مالک از باذر روایت کرده که گفت : رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را دیدم ، که در شب از خانه اش بیرون آمده در حالی که دست علی بن ابیطالب علیه السلام را گرفته است و هر دو به جانب قبرستان روانه اند. من هم همواره دنبالش رفتم تا به قبرهای اهل مکه رسیدند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه