انسان از مرگ تا برزخ صفحه 224

صفحه 224

ماءمورین قضایی تهران پس از بررسی لازم گفتند: این پول را شوهرش به او و بچه هایش داده است و صلاح در این می باشد که ما هم آن را به او رد کنیم و پول را برای خرجی فرزندانش به زن تحویل می دهند.(357)

فصل یازدهم : به کمال رسیدن اموات

مقدمه چون عالم برزخ از تتمه عالم دنیا به حساب می آید، بعضی از مستضعفین در دین و عقاید که از دنیا رحلت کرده اند و هنوز به مقام کمال که رسیدن به ذات مقدس حق و حقیقت ، نبوت و مقام ولایت است نرسیده اند: اگر معاند نباشند به مرور ایام در عالم برزخ به تکامل می رسند و در قیامت با کمال واقعی محشور می شوند.

داستانی از مرحوم علامه طباطبایی از باب نمونه داستانی را که مرحوم علامه بزرگ طباطبایی نقل فرموده و بسیار هم جالب است بیان می کنیم .

ایشان فرمود: واعظی به نام ((سید جواد)) از اهل کربلا، در ایام محرم برای تبلیغ و ارشاد به اطراف و قصبات دور دست سفر می کرد و برای مردم نماز جماعت می خواند و مسئله می گفت و بعد از ایام محرم به کربلا بر می گشت .

در این مسافرتها یک مرتبه گذارش به محلی افتاد که همه ساکنین آن ، ((سنی )) مذهب بودند. در

آن جا با ((پیر مرد)) محاسن سفید و نورانی بر خورد کرد، متوجه شد که او ((سنی )) است . از در صحبت و مذاکره وارد شد،دید الان نمی تواند مقام امامت را به او بفهماند و او را شیعه کند؛ این ((پیر مرد)) ساده لوح و پاک دل ، قلبش از محبت افرادی که غصب خلافت کرده اند چنان سرشار است که آمادگی ندارد و شاید ارائه مطلب نتیجه بد داشته باشد.تا این که یک روز که با آن ((پیر مرد)) صحبت می کرد از او پرسید: شیخ شما کیست ؟ (358)

((سید جواد)) با این سئوال می خواست کم کم راه مذاکره با او را باز کند تا به تدریج ایمان در دل او پیدا کند و او را شیعه و معتقد به امامت نماید)).

((پیر مرد)) در پاسخ گفت : شیخ ما یک مرد قدرت مندی است که چندین مهمان سرا و ضیافت خانه ، چقدر گوسفند و شتر، چهار هزار نفر تیر انداز و چقدر عشیره و قبیله دارد.

((سید جواد)) گفت : ((به به )) از شیخ شما که چقدر مرد ثروت مند و قدرت مندی است . بعد از مذاکرات ، ((پیر مرد)) رو کرد به ((سید)) ما کیست ؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه