انسان از مرگ تا برزخ صفحه 225

صفحه 225

گفت : شیخ ما یک آقایی است که هر کس هر حاجتی داشته باشد بر آورده می کند، اگر در مشرق عالم باشی و او در مغرب اگر گرفتاری و ناراحتی برای تو پیش آید و اسم او را ببری و او را صدا زنی ، فورا به سراغت می آید و رفع مشکل از تو می کند و از گرفتاری نجاتت می

دهد.

((پیرمرد)) گفت : ((به به )) عجب شیخی است ، اصلا باید شیخ این طور باشد، بعد گفت : اسمش چیست ؟ ((سید جواد)) گفت : ((شیخ علی )). در این باره دیگر سخنی به میان نیامد و از هم دیگر جدا شدند. ((سید)) به کربلا برگشت .

اما آن ((پیرمرد)) از ((شیخ علی )) خیلی خوشش آمد و بسیار در فکر و اندیشه او بود. بعد از مدتی که ((سید)) به آن محل آمد با عشق و علاقه فراوانی که مذاکره را به پایان برساند و ((پیر)) را شیعه کند. با خود گفت : در آن روز سنگ زیر بنا گذاشتیم و حالا بنا را تمام می کنیم ، در آن روز نامی از ((شیخ علی )) بردیم و امروز او را معرفی می کنیم و ((پیرمرد)) روشن دل را به مقام مقدس ولایت امیر المؤ منین رهبری می نماییم . لذا وارد محل شد و از آن ((پیر مرد)) پرسش کرد. گفتند: او از دنیا رفته است .

خیلی متاءثر شد و با خود گفت : عجب ((پیر مردی ))! رد او دل بسته بودیم که او را به ولایت آشنا کنیم . حیف ، بدون ولایت از دنیا رفت ، می خواستیم کاری انجام دهیم و ((پیر)) را دست گیری کنیم ؛ معلوم بود که اهل عناد و دشمنی نیست ، تبلیغات سوء ((پیر مرد)) را از گرایش به ولایت محروم کرده است ، فوت او بسیار در من اثر کرد و به شدت متاءثر شدم .

به دیدن فرزندانش رفتم و به آن ها تسلیت گفتم و تقاضا کردم مرا بر سر قبر او

برند. فرزندانش هم ، مرا بر سر قبر او بردند. گفتم : خدایا! ما در این ((پیر مرد)) امید داشتیم . چرا او را از دنیا بردی ؟ خیلی به آستانه تشیع نزدیک بود، افسوس که ناقص و محروم از دنیا رفت .

از سر قبر او باز گشتیم و با فرزندانش به منزل ((پیر مرد)) آمدیم . شب را در همان جا ماندم و خوابیدم . در عالم خواب دری را مشاهده کردم و داخل آن شدم ، دالان بزرگ و طولانی دیدم . در یک طرف آن نیمکتی بلند بود که روی آن ، دو نفر نشسته بودند و آن ((پیر مرد سنی )) نیز در مقابل آن ها نشسته است .

پس از ورود، سلام و احوال پرسی کردم . در انتهای دالان شیشه ای دیدم که پشت آن ، باغی بزرگ دیده می شد.

از ((پیر مرد)) پرسیدم : این جا، کجاست ؟ گفت : عالم قبر و برزخ است و این باغی که از پشت آن ، باغی بزرگ دیده می شد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه