سیاحت غرب صفحه 38

صفحه 38

دیگری گفت: بدبخت! او الآن در بهشت بهتر از این انگور ها را می‌خورد، خدا رحمتش کند! در بچّگی چقدر با ما شوخی می‌کرد.

دیگری گفت: راستی راستی، ما را دوست داشت. گاهی پول می‌داد و ما را خوشحال می‌کرد، خدا خوشحالش کند.

دیگری گفت: ما هر وقت کتاب و کاغذ و قلم می‌خواستیم برای ما می‌خرید، پدر و مادرمان که اعتنایی نداشتند.

دیگری گفت: ما را، در واقع او ملّا کرد، چون خودش ملّا بود، از ملّایی خوشش می‌آمد. حالا شب جمعه است خوب است هر کدام یک سوره قرآن برایش بخوانیم. من «هل أتی (سوره انسان) می‌خوانم، تو هم سوره دخان را بخوان.

من در همان‌جا ایستادم تا سوره‌ها را تمام نمودند و چقدر مسرور شدم، و برایشان دعای برکت نمودم و پرواز کردم و آمدم و دیدم که هادی اسب را آورده و خورجینی نیز روی اسب بسته و مهیّای حرکت است.

گفتم: این خورجین از کجاست؟ گفت: مَلَکی آورد و گفت: در یک پلّه آن (کفه ترازو) هدیه‌ای است از حضرت زهراعلیها السلام که در اثر تلاوت سوره دخان که منسوب به او است(132) فرستاده است. و در پلّه دیگر، هدیه‌ای است از علی بن ابی طالب‌علیهما السلام که در اثر سوره «هل أتی که منسوب به او است.(133) و سفارش کرده‌اند که از راه دورتر از برهوت، حرکت کنیم که سموم آن ما را نگیرد.

گفتم: هادی! ما نباید سر خورجین را باز کنیم، ببینیم هدیه آنها چه چیز است؟ گفت: اجمالاً از مایحتاج این راه است، و هر وقت احتیاج افتاد باز خواهد شد، اگر می‌خواهی حرکت کنیم. گفتم: زهی سعادت! سوار اسب شدم و رفتیم.

در سرزمین «حرص»

به اراضی حرص رسیدیم، قومی را دیدیم به شکل سگ های متعفّن بدشکل، که بعضی چاق و بعضی لاغر و گرگین بودند، و صحرا پر از لاشه مرده و بوی گندش بلند بود، و هر دسته از سگ‌ها در سر یک لاشه مرده، در جنگ و جدال بودند و یکدیگر را می‌دریدند و مجال خوردن برای هیچ‌کدام میسّر نبود، تا آنکه همه از خستگی می‌افتادند و جیفه (مردار) همان‌طور می‌ماند. و دسته‌هایی پُر زور بودند و سگ های ضعیف را دور می‌ساختند وخود مشغول خوردن می‌شدند، هنوز چیزی نخورده دیگران باز هجوم می‌آوردند و سر آن لاشه مرده یکدیگر را می‌دریدند، و آن صحرا پر از سگ، وجنگ هفت لشکر برپا بود، که: «إنّما الدّنیا جیفة، وطالبها کِلاب(134)؛ دنیا مرداری بیش نیست و جویندگان آن، سگان هستند».

بعضی از آنها که این لاشه ها را می‌خوردند، از دماغ شان دود و از دبر شان (پشتشان) آتش بیرون می‌آمد و در خوردن تنها بودند، زیرا به حالی گرفتار بودند که سگ های دیگر به نزدیک آنها نمی‌رفتند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه