سیاحت غرب صفحه 45

صفحه 45

دل عاشق، هزاران درد دارد

چه داند آنکه اشتر می‌چراند

در بارگاه قدس که جای ملال نیست

سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

راز دلم را به او نگفتم، چون او نمی‌فهمید و فایده‌ای نداشت؛ زیرا اهل عالم بالا، همه چیز را درک می‌کنند، امّا عشق که تخم این گیاه در خاک نهفته شده است، همان آدم خاکی است که طالب و عاشق است، و به زاری می‌گوید:

الهی! سینه‌ای ده آتش افروز

در آن سینه دلی، وان دل همه سوز

هرآن دل را که سوزی نیست دل نیست

دل افسرده خود جز آب و گِل نیست

دلم پر شعله گردان، سینه پُردود

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه