- مقدمه ناشر 1
- اهمیت موضوع 3
- مرگ اندیشی 4
- کیاست و زیرکی 5
- فرار از مرگ 7
- برکات یاد مرگ 8
- عطار و مرد زنده دل 9
- برخورد مأیوسانه و بدبینانه 10
- برخورد با مسأله مرگ 10
- اشاره 10
- برخورد غافلانه و بی خیالی 11
- دیدگاه واقع بینانه 11
- خاطره ای از امام خمینی 14
- دنیا را فوت می کنم 15
- مرگ ناگهانی 15
- هارون و پیرمرد حریص 18
- یاد مرگ در جوانی 18
- موعظه شیخ مرتضی طالقانی 20
- آمادگی برای مرگ 21
- سازندگی یاد مرگ 23
- سید جمال الدین گلپایگانی در تخت فولاد 24
- جلوگیری از سرکشی های نفس 25
- برخی از آثار یاد مرگ 25
- کوچک کردن دنیا 26
- اشاره 28
- ترک معاصی و رذائل اخلاقی و ظلم به دیگران 28
- میرزا علی آقا شیرازی در قبر 29
- ظلم های گریبانگیر 30
- تحمّل بلاها و مصیبت ها 31
- جهالت 34
- علت ترس از مرگ 34
- اشاره 34
- تعلقات زیاد به دنیا 36
- گناه و ظلم 36
- حکیم هیدجی و مرگ اختیاری 38
- ارتحال حکیم هیدجی 40
- ترس مقدس 41
- اشاره 43
- آیت الله بروجردی در آخر عمر 43
- آرزوی مرگ 44
- اشاره 44
- درخواست مرگ از خدا 46
- شهادت 46
- زندگی بدون هیچ خیر و صلاح 47
- آخرین مرحله زندگی دنیا 48
- مشاهدات محتضر 49
- اشاره 49
- مشاهده جایگاه برزخی خود 49
- دیدن ملک الموت و دیگر ملائکه 50
- رؤیت اهل بیت 52
- کفرگویی هنگام مرگ 54
- حضور شیاطین 54
- تمثل صورت مثالی اولاد و اموال و اعمال 55
- غمرات هم به معنای شدائد و سختی هاست. 57
- توصیف سکرات موت در کلام امیرالمؤمنین7 58
- قبض روح مؤمن 59
- خوبانی که راحت جان می دهند 61
- اشاره 61
- انواع جان دادن 61
- خوبانی که سخت جان می دهند 61
- بدانی که راحت جان می دهند 62
- بدانی که سخت جان می دهند 63
- اشاره 64
- ایمان و اعتقاد سالم 64
- اولین شرط 64
- ملاقات حضرت ابراهیم با عزرائیل 64
- مهربان تر از پدر و مادر 65
- سلمان در بازار آهنگران 66
- ایمان پایدار و ایمان عاریه ای 67
- نمونه هایی از ایمان های ثابت 68
- ولایت اهل بیت:به ویژه حضرت امیر 69
- اشاره 69
- دستگیری اهل بیت دربرزخ 70
- کیمیای ولایت امیرالمؤمنین 72
- صله رحم و نیکی به والدین 75
- اشاره 75
- جوانی که زبانش به «لا اله الاّ الله» باز شد 76
- مداومت بر نماز اول وقت 78
- خواندن «لا حول ولاقوهٓ الاّ بالله» 79
- انگشتر عقیق به دست کردن 79
- خواندن دعای عدیله 79
- تعقیبات رضیت بالله ربّا... 80
- تلقین «لااله الاّ الله» 81
- روزه ماه رجب به هر مقدار 81
- وظایف و آداب استحبابی برای کسی که در حال احتضار است 81
- قرائت «قل هوالله احد» پس از هر نماز 81
- خواندن دعای عدیله 82
- تلقین دعای فرج 82
- القای امیدواری و حسن ظن 83
- خواندن قرآن خصوصاً آیهٓ الکرسی، یس و صافات 83
- انتقال به محل خواندن نماز 84
- مکروهات احتضار 84
- آمادگی برای مرگ 86
- توبه و جبران حقوق ضایع شده 88
- اشاره 88
- اشاره 88
- آمادگی های قبل از مرگ 88
- مرگ راحت 89
- عقبه مرصاد 90
- وصیت 91
- اشاره 91
- حق الله 92
- زمان وصیت 92
- اموال و ارث 92
- عاقلانه بودن 93
- اخرین نکته 94
- حقوق فرزندان 94
- تهیه کفن و نگاه به آن 96
- رفتن به قبرستان و تأمل در احوال اهل قبور 97
- قبض روح چیست و هنگام قبض روح چه اتفاقی رخ می دهد و روح کجا می رود؟ 99
- تشابه خواب و مرگ 99
- حضرت عزرائیل قابض ارواح 102
- چهره حضرت عزرائیل 104
- قبض روح افراد در یک زمان 107
- حدیث پیامبر با عزرائیل در معراج 108
- اشاره 110
- عالم برزخ 110
- گریه اولیای خدا 111
- همراه با میت پس از دفن 115
- اشاره 120
- فاصله عالم برزخ با ما 120
- برای وحشت قبر 120
- کم کردن وحشت قبر 121
- انس با خداوند 121
- اشاره 121
- صدقه و نماز شب اول قبر 121
- خواندن قرآن و دعا 123
- شهادت چهل نفر مؤمن به خوبی میت 123
- صلوات بر پیامبر و آل طاهرینش 124
- به تدریج نزدیک قبر بردن و آرام وارد قبر کردن میت 124
- رکوع را کامل و تمام انجام دادن 124
- ولایت و محبت اهل بیت 125
- از دنیا رفتن در شب و روز جمعه 125
- اشاره 125
- آیت الله حائری و زیارت امام رضا 126
- شب اول قبر 127
- انس با عالم قبر 127
- مکاشفه ملکوتی 130
- روز و شب در عالم برزخ 131
- سخت ترین ساعات برای میت 132
- زندگی در برزخ 133
- تکامل برزخی 134
- تربیت اطفال مؤمنین در برزخ 135
- اشاره 138
- نکیر و منکر و سؤال قبر 138
- در قبر از چه می پرسند؟ 140
- قبر باغی بهشتی یا گودالی از آتش 143
- آیا همه سؤال قبر دارند؟ 144
- دسته دوم 145
- دسته اول 145
- اشاره 145
- اما چند گروه سؤال قبر ندارند 145
- شیخ ما، شیخ شما 147
- پاسخگویی در برزخ 150
- برای آمادگی پاسخگویی در قبر 152
- استحکام عقیده 153
- نماز اول وقت 155
- فشارهای روحی در قبر 159
- اشاره 159
- جریدتین 162
- عوامل فشار قبر 163
- اشاره 163
- غیبت 163
- اسراف 164
- بداخلاقی و خشونت خصوصاً در خانواده 165
- سبک شمردن نماز 167
- دوری جستن از همسر 167
- اشاره 167
- شش عقوبت در دنیا 168
- اما عقوبت های هنگام مرگ 168
- بی مبالاتی به نجاست ها 169
- و اما سه عقوبت قیامت 169
- صدقه و نماز «لیلهٓالدفن» برای میت 170
- رفع عذاب قبر 170
- نمازشب 170
- پاشیدن آب روی قبر میت 171
- گذاشتن جریدتین 171
- دفن در اماکن مقدسه 171
- خواندن قرآن، به خصوص برخیاز سُور 171
- مرگ از ظهر پنجشنبه تا ظهر جمعه 172
- هدایا و خیرات زندگان 174
- سه گروه از زنان عذاب قبر ندارند 176
- برخی گذشت ها که موجب توسعه در زندگی می گردد 176
- محبت و ولایت اهل بیت 178
- اشاره 178
- دستگیری اهل بیت و شرایط آن 179
- شفاعت و دستگیری امام حسین (علیه السلام) 181
- اشاره 181
- بوی سیب سرخ 182
- میهمان خود 184
- همراهی عمل صالح و عمل زشت 186
- جهنمیان در حدیث معراج 189
- تجسم اعمال صالح پس از مرگ 191
- تجسم عقاید و اخلاق 194
- اشاره 194
- عذرخواهی و دست بوسی 195
- ظهور ملکات در عالم آخرت 196
- تعدد صورت های زشت 198
- فهرست آیات 202
و شایسته ما که از اهل علم بود و در سامرا زندگی می کرد، برای من نقل کرد: زمانی که در سامرا بودم به مرض حصبه سختی مبتلا شدم، هر چه در آنجا مداوا کردند، مفید واقع نشد. من را برای معالجه از سامره به کاظمین آوردند، ولی هر چه کردند، من بدتر هم شدم.
حالم بسیار خراب بود، به طوری که حالت احتضار برایم پیش آمد. ناگهان حضرت عزرائیل علیه السلام را به صورتی بسیار زیبا و خوش منظر دیدم و پس از او پنج تن وارد شدند؛ رسول خدا و حضرت امیر و حضرت زهرا و حسنین علیهما السلام همه نشستند و به من دلداری و تسکین می دادند.
به ظاهر بیهوش در بستر افتاده بودم، ولی موجودات ملکوتی را می دیدم. ناگهان دیدم مادرم با گریه از پله های مسافرخانه بالا رفت، روی بام رو به روی گنبد مطهر امام کاظم و جواد علیهما السلام ، عرض کرد: یا موسی بن جعفر، من به خاطر شما بچه ام را اینجا آورده ام. شما راضی هستید او را اینجا دفن کنم و تنها برگردم.
از آن طرف دیدم در عین این که مادرم روی بام مشغول توسل است، حضرت موسی بن جعفر علیه السلام وارد شدند و از حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم خواستند، تقاضای مادر این سید را بپذیرید. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به عزرائیل رو کردند و فرمودند: برو تا زمانی که خداوند مقرر کند، خداوند به واسطه توسل مادرش عمرش را تمدید کرده، ما هم می رویم تا وقت اجل حتمی او.
مادرم از پله ها پایین آمد و من کم کم چشم باز کردم و نشستم،