- پیشگفتار: 1
- مفهوم جنت(بهشت) 3
- فراگیر بودن بهشت 7
- اسباب ورود به بهشت 9
- موارد دیگر عوامل و اسباب ورود به بهشت الهی: 25
- جمع بندی: 31
- بهشت بر چه کسانی حرام است؟ 33
- فصل چهارم: درهای هشتگانه بهشت 39
- دروازه های بهشت: 39
- نوشته های ابواب بهشت: 42
- درجات بهشت 48
- پائین ترین منازل بهشت 52
- درجات ویژه در بهشت 52
- عظمت نعمتهای بهشت: 54
- نعمت های بهشتی در بیان نمی گنجد: 56
- ویژگی های نعمتهای بهشتی: 56
- نعمتهای مادی و معنوی در بهشت: 57
- 1- غرفه بهشتی 59
- اشاره 59
- الف: نعمت های مادی 59
- سرخی قصر امام حسین علیه السلام: 61
- قصرهای شعیان حضرت علی علیه السلام: 61
- توصیف دیگری از قصرهای شیعیان 62
- 8- غذای بهشتیان 84
- اشاره 84
- اشاره 86
- 1- خرما:«فِیهِمَا فَاکِهَهٌ وَنَخْلٌ وَرُمَّانٌ »(الرحمن:68) 86
- 2- انار:«فِیهِمَا فَاکِهَهٌ وَنَخْلٌ وَرُمَّانٌ ».(الرحمن:68) 87
- 3- انجیر: «والتین و الزیتون»(تین:1) 88
- 4- زیتون:«وَالتِّینِ وَالزَّیْتُونِ »(تین:1) 90
- 5- انگور: «حدائق و اعنابا»(نبا:32) 91
- 1- سلام و تحیت: 97
- اشاره 97
- (1)آیا مومنانی که فاقد عمل صالحند وارد بهشت می شوند؟ 102
- (4) آیا زندگی در بهشت یکنواخت است؟ 108
- (5) آیا اگر کسی مقام انبیاء را بخواهد به او داده می شود: 109
- (6) آیا چیزهایی که در این دنیا حرام است ، تقاضای آ ن در بهشت ممکن است؟ 110
- (7) چرا در برخی آیات«تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ » آمده است؟ 111
- (8) نوجوانان بهشت کیانند؟ 112
- (9) آیا در بهشت صبح و شامی هم وجود دارد؟ 113
- (11) شغل اهل بهشت چیست؟ 114
- (10) اهل بهشت با چه زبانی با همدیگر صحبت می کنند؟ 114
- (14) سرنوشت اطفال مشرکین؟ 118
- (18) چگونگی ارتباط بهشتیان با دوزخیان؟ 124
- (19) نخستین کسی که داخل بهشت می شود ،کیست؟ 125
- (21) چرا در مورد بهشت تعبیر به «ارث» شده است؟ 132
1- ر.ک: بحار، ج8، ص132، ح35؛ میزان الحکمه، ج2، ص810، ح2607.
2- ر.ک: معانی الاخبار، ص 251، ح1؛ تفسیر نمونه، ج16، ص330.
3- ر.ک: الجامع الصغیر، ج1، ص564، ح3650؛ کنز العمال، ح39225؛ نهج الفصاحه، ص101.
و فرمودند: اِنَّ اَهل الجَنَّهِ لَیَتَرا اَونَ اَهلَ الغُرَفِ فی الجَنَّهِ کما تَرا اَونَ الکَواکِبَ فی السَّماءِ.
«اهل بهشت صاحبان غرفه های بالادر بهشت را چنان می بینند که شما ستارگان را می بینید».(1)
سرخی قصر امام حسین علیه السلام:
در روایت است که چون امام حسن علیه السلام مشرف بر موت گردید و زهر در بدنش سرایت نمود و رنگش سبز شد امام حسین علیه السلام عرض کرد: برادر چه می شود رنگ تو را که چنین سبز شده؟ حضرت گریست و فرمود: ای برادر حدیث جدم در حق من و تو درست است. پس او رادر بغل گرفت و هردو گریستند، آنگاه سوال کرد که چه بوده است حدیث جدمان؟
فرمود: خبر داد مرا که چون شب معراج داخل بهشت شدم دیدم دو قصر بسیار بلند نزدیک هم به یک شکل واقعند، ولی یکی از زبرجد سبز ودیگری از یاقوت سرخ است. از جبرئیل سوال کردم که اینها از کیست؟ گفت: یکی از حسن علیه السلام و دیگری از حسین علیه السلام. گفتم: چرا هر دو به یک رنگ نیست؟ جبرئیل ساکت شد، گفتم: چرا تکلم نمی کنی؟ گفت: از تو حیا می کنم، پس گفتم تو را به حق قسم می دهم بگو.
گفت: اما سبزی قصر حسن علیه السلام به آن سبب است که او را با زهر شهید می کنند. و رنگش سبز می شود، و اما سرخی قصر حسین علیه السلام به آن سبب است که او را می کشند و رنگش از خون سرخ می شود.2.
1- ر.ک: صحیح بخاری، ج7، ص201؛ کنز العمال، ج39322.
پس پیغمبر و جبرئیل هر دو گریستند و صدای صیحه و شیون از حاضرین بلند شد.(1)
قصرهای شعیان حضرت علی علیه السلام:
از وجود مقدس حضرت زهرا علیها السلام نقل شده است که فرمودند: از پدرم رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود: شبی که به آسمان ها برده شدم وارد بهشت شدم و در آنجا قصری دیدم که از درّ سفید پوشانده شده بود و دری داشت که به درّ و یاقوت زینت داده شده بود که پرده ای هم بر روی این در نصب شده بود.
پس سرم را بلند کرده و دیدم که بر روی در چنین نوشته است«لا اله الا الله محمد رسول الله عای ولی الله؛ هیچ خدایی جز الله نیست، محمد فرستاده خداست، علی دوست صمیمی خداست».
و بر روی پرده آن هم نوشته بود:«بخ بخ مثل شیعه علی علیه السلام؛ خوشا به حال مثل شیعه حضرت علی علیه السلام».
پس وارد قصر شدم قصری دیگر که از عقیق قرمز پوشانده شده بود و دری از نقره داشت که با زبرجد سبز زینت کاری شده بود، که پرده ای هم روی این در نصب شده بود. و سرم را بلند کرده دیدم بر روی در نوشته است:«محمد رسول الله، علی وصی المصطفی؛ محمد فرستاده خداست و علی علیه السلام جانشین پیامبر».
و بر روی پرده آن نوشته شده بود:«بشر شیعه علی علیه السلام بطیب المولد؛ بشارت دهید شیعه علی علیه السلام را به پامی نسل».
پس وارد قصر شدم. و در مقابل خود قصری دیگر دیدم که از زمرد سبز بود که زیباتر از آن را هرگز ندیده بودم و این قصر، دری 0.