معاد و جهان پس از مرگ صفحه 189

صفحه 189

خواب کننده که مرد محترمی است پس از آنکه به «معمول» که جوان مؤدبی بود دستور داد بطور طاق باز روی زمین دراز بکشد، با حرکات مخصوص دست خود، که در اصطلاح آنها پاس دادن نامیده می‌شود، سیاله مغناطیسی را به بدن او فرستاد، و با نگاه مداوم در چشم او و تلقینهای مکرر که «الان نزدیک است به خواب بروی» و «به زودی به خواب خواهی رفت» یا مانند آن در حالی که اتاق بصورت نیمه تاریک در آمده بود، و جمعی در حدود پانزده نفر از افراد فاضل ناظر این صحنه بودند، معمول را خواب کرد.

سپس بوسیله تلقین، ارتباط او را از همه کس جز از خودش قطع نمود، بعد به او تلقین کرد که بدنش مانند چوب خشک خواهد شد.

چیزی نگذشت که چنین شد بطوری که یک نفر پای معمول، و یک نفر سر او را گرفت و از روی زمین بلند کردند و پشت پای او را روی لبه بالای پشتی یک صندلی و گردن او را روی لبه بالای صندلی دیگر که در فاصله‌ای از هم قرار داشتند گذاردند، منتهابرای اینکه گردن و پای او روی لبه‌های صندلی ناراحت نشود زیر هر کدام عبائی از حاضران قرار دادند.

جالب اینکه معمول، همانند یک قطعه چوب خشک روی این دو صندلی قرار گرفته بود و حتی هنگامی که روی شکم او فشار می‌آوردند کمر او درست مانند فنر حرکت می‌کرد بدون اینکه از روی صندلی به زمین بیفتد و یا کج شود.

سپس او را به روی زمین گذاردند و «عامل» با تلقیناتی بدن او را به حال عادی باز گرداند، بدون اینکه از خواب بیدار شود.

بار دیگر با تلقین‌های مکرر بدن او را بی حس کرد بطوری که احساس

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه