معاد و جهان پس از مرگ صفحه 202

صفحه 202

شود، وجه را برداشتم و بیرون آمدم.

2- دوستی که مورد اعتماد است نقل می‌کرد نویسنده کتاب «ریحانة الادب» مرحوم تبریزی فرزندی داشت، دست راست او ناراحت بود؛ (شاید رماتیسم شدید داشت) بطوری که به زحمت می‌توانست قلم به دست بگیرد، بنا شد برای معالجه به آلمان برود.

او می‌گوید: در کشتی که بودم در خواب دیدم مادرم از دنیا رفته است، تقویم را باز کردم و جریان را با قید روز و ساعت نوشتم بعد از مدتی که به ایران برگشتم جمعی از بستگان به استقبال من آمدند دیدم لباس مشکی در تن دارند، تعجب کردم و جریان خواب بکلی از خاطرم رفته بود بالاخره تدریجاً به من حالی کردند که مادرم فوت کرده، بلافاصله به یاد جریان خواب افتادم، تقویم را بیرون آوردم و روز فوت را سؤال کردم دیدم درست در همان روز مادرم از دنیا رفته است.

3- در سالنامه دنیا، سال شانزدهم، از یکی از رجال معروف سابق نقل می‌کند که در نزدیکی قزوین زمین بایر وسیعی به قیمت نسبتاً زیادی خریداری می‌کند که به زودی مورد ملامت دوستان قرار می‌گیرد و همه آن را یک نوع اشتباه می‌دانند زیرا هیچ امیدی برای تهیه آب برای آن زمین نبود. هر قدر کوشش می‌کند و از مقنی‌های قدیم و مهندسین جدید برای حفر چاه و رسیدن به آب استفاده می‌نماید نتیجه‌ای نمی‌گیرد، این جریان او را بسیار پریشان کرده بود ولی از آنجا که پشتکار عجیبی داشت، دست از کوشش بر نمی‌داشت، اما ناکامیهای او در این کوششها کم کم او را مأیوس می‌کند تا اینکه شبی در خواب می‌بیند که در آن زمین مشغول گردش برای یافتن آب است ناگهان به نقطه‌ای می‌رسد که آب از آن می‌جوشد، فردای آن

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه