انجام داد.
به این ترتیب که او را در تابوتی گذارده و مهر و موم کرده و به خاک سپردند و قراولان شب و روز در کنار قبر پاسداری میکردند، و هزاران نفر از مریدان او در کنار قبر حاضر بودند و این نمایش عجیب را مشاهده میکردند، بعد از چندین روز او را بیرون آوردند، پوست بدن مرتاض چروک خورده و بدن ظاهراً خشک شده بود و آثاری از حیات در او دیده نمیشد، آهسته آهسته آب گرم بر او ریختند و تنفس مصنوعی به او دادند و به هوش آمد.
اگر ما روح را صرفاً از خواص فیزیکو شیمیایی سلولهای مغزی بدانیم اعمال شگفتانگیز و خارق العاده فوق را چگونه میتوانیم تفسیر نمائیم، خواص فیزیکوشیمیائی سلولهای مغزی چگونه قادر است جسمی را حرکت دهد یا میله فلزی را کج کند و یا اعمال حیرتانگیز دیگر شبیه آن انجام دهد؟
نتیجهگیری
نتیجهای که میتوانیم از مجموع بحثهای مربوط به استقال روح، اعم از دلایل علمی و تجربی بگیریم این است که روح حقیقی است مافوق ماده و بنابراین خاصیت ماده که مسأله فناپذیری و کهنگی و فرسودگی است، در آن راه ندارد و به این ترتیب میتواند بعد از فنای بدن باقی بماند.
اثبات بقای روح بعد از فنای بدن اگر چه با مسئله رستاخیز تفاوت دارد، ولی در هر حال گامی به سوی رستاخیز و جهان ابدی و عالم پس از مرگ محسوب میشود و پاسخی خواهد بود به آنهایی که مرگ را آخرین مرحله