معاد و جهان پس از مرگ صفحه 41

صفحه 41

می‌کردم روحم سبک شده، مثل اینکه بار فوق العاده سنگینی را تازه بر زمین گذارده، نفس آزادی می‌کشیدم، میل داشتم بال و پری داشته باشم و مانند مرغان سبکبالی که بالای سرم در گردش بودند بی خبر از همه چیز آزاد پرواز کنم، ولی از آنجا که نباید در زندگی آسوده خاطر باشیم ناگهان این فکر در برابرم مجسم شد:

با اینکه تشبیه گذر عمر با گذشت آب شاید در عین سادگی جالب‌ترین مثالی باشد که برای حرکت عمومی و وقفه‌ناپذیر عالم حیات بلکه جهان هستی می‌توان بیان کرد، اما با خودم فکر کردم آیا گذشت عمر و زندگی چه بشارتی می‌تواند در بر داشته باشد که با همین یک بشارت از جهان گذران به سادگی گذر کنیم؟

فرض می‌کنم من هم یکی از میلیون‌ها قطرات آب این نهرم که طبق فرمان آفرینش از آن چشمه جوشیده‌ام، و از لابه‌لای این سنگ‌ها و درختان پیش می‌روم، ولی آخر به کجا می‌رسم، مسلماً تا ابد در این سیر پیش نمی‌روم ... فکر آینده مبهم مرا شدیداً آزار می‌دهد.

آیا در باتلاقی متعفن و گندیده و مملو از حیوانات پست فرو خواهم رفت ... این چه بشارتی است؟

و آیا در انتهای این دشت پهناور در وسط بیابان سوزانی تبخیر خواهم شد. این هم افتخاری نیست؟

و یا بار دیگر به دریای وسیعی که در آغاز از آن سرچشمه گرفته بودم، بدون هیچ هدفی باز می‌گردم و یک زندگی تکراری و پوچ خواهم داشت؟ گذرا بودن عمر که سرانجامش اینها باشد چه دردناک است!

در کنار ریشه درختی در زمین فرو خواهم رفت و طبق قانون «اسمز»،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه