تربیت از دیدگاه قرآن صفحه 122

صفحه 122

تحول روحی یک زن

مانند خنساء در میان شعرای عرب نداریم. او یک زن است. در سن جوانی که درادبیات کار می کردم دیوان خنساء، را گرفتم دیدم انصافا شاعر است، مثل اعشی است،مثل زهیر است، مثل لبید ابن ربیعه است. خیلی عالی شعر گفته، وکلماتش بسیارموجز، وقشنگ و پر معناست.دو برادرش در یکماه مردند. از شدت لطافت روح، ذوق شاعرانه در او پدید آمد.

آن قدر شعر گفت که تمام فضا را پر کرد. بعد که اسلام آورد و مسلمان شد،شوهر کرد، چهار پسر رشید نصیبش شد، در جنگ قادسیه چهار پسر را خواست،گفت: من به شما خدمت کرده ام . جزای مرا بدهید. پسرها همه گفتند: از تو اشاره کردن، از ما به سر دویدن.

زنی که وقتی دو برادرش مردند آن قدر غصه خورد که تا سر حد انتحار و خودکشی پیش رفت و می خواست خودش را بکشد، حالا چهار پسر دعوت کرده و می گوید: فردابروید و در راه خدا کشته شوید آنها هم رفتند و هر چهار تا کشته شدند. بالای سر ایشان ایستاد، اشک نریخت، گفت: «الحمد لله الذی شرفنی بقتلهم» ؛ سپاس خدای را که مرابه کشته شدن ایشان شرافت عطا کرد.

عبادت پروردگار و سر در اطاعت او داشتن این گونه غریزه ها را کنترل می کند واین گونه آرامش می بخشد: ««وَأَنِ اعْبُدُونِی هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِیمٌ»اگر خدا نباشد و اگر ایمان نباشد و اگر امید به پاداش نباشد، این کسی که برادرانش مرده اند و پسرانش همه کشته شده اند، باید سکته کند، باید زرد رنگ شود و گوشه ای مأیوسانه بیفتد. و هر کس بپرسد حالت چطور است، بگوید: دیگر مپرس، امیدی درزندگانی ندارم. ولی بر خلاف همه اینها می گوید: سپاس خدا را.

بالاتر از اینها را بگویم : در تاریخ اسلام آمده است که زنی خدمت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه