تربیت از دیدگاه قرآن صفحه 23

صفحه 23

این نظر علامه است، اما من هرچه اندیشیدم درنیافتم در ذهن علامه چه چیزی وجودداشته که به محض مشاهده این که اگر«وَإِنَّهُ لَذِکْرٌ لَکَ وَلِقَوْمِکَ » را به معنای «این شرفی برای تو و برای قوم توست» بدانیم چنین معنایی با ««إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِلْعَالَمِینَ» سازگارنخواهد شد، حکم کرده است که چنین معنایی برای آیه درست نیست و بنابر این مراد ازذکر در آیه همان یاد خداست ونه شرافت وآقایی.

اکنون جای این سخن با علامه است که اگر ذکر رابه معنی یاد خدا بدانیم، در این صورت معنای آیه چنین خواهد شد که « این کتاب یاد خدایی برای تو و برای قوم توست و در چنین فرضی جای طرح این پرسش خواهد بود که چگونه می توانید این معنا را باکلمه قوم سازگاری دهید. به همین دلیل به نظر گوینده ذکر به همان معنی شرف است،اما شرفی در سایه توحیدو به وسیله خروج از عبودیت زر، زور، خان، خاقان، شاه، ستاره ، ماه ، خورشید و هر چیز دیگر ، ونیز توجه یافتن به وجود اصیل جهان هستی، وفقیر دانستن خود در مقابل او که این عین شرف ماست ؛ چه، از دست دادن شرافت به این است که من در پی سایه های موهوم بروم و دنبال نشانی روانه شوم ولی حقیقت را نبینم وبالاخره تصویر را در آیینه ببینم و به جای توجه به صاحب تصویر ، به آیینه روی بیاورم.

این خود باختگی است و کسانی که از خدا بریدند و به آیه ها و سایه ها و آینه ها و نشانه هاروی آوردند، ولی آنان که خدا را یافتند گفتند : «الهی کفی بی عزا ان اکون لک عبداوکفی بی فخرا أن تکون لی ربا انت کما أحب فاجعلنی کما تحب»، «برای من همین عزت بس که بنده تو باشم » . بنابر این، از این دیدگاه که دیدگاه علی است، بنده خدا بودن عین عزت و شرافت است. علاوه عمده اشکال بر کلمه قوم است؛ اگر قوم را عرب بگیریم و رسالت را به آن منحصر کنیم، چه ذکر به معنای شرف باشد و چه به معنای یادخدا، معنای قومیت نامطبوع پدید می آید. باید آنجارا فکر کرد و به کمک آیات عمومی رسالت موضوع را گسترش داد، و تنها چیزی که برای قوم می ماند برای سابق بودن در

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه