جهنم کمینگاه بزرگ صفحه 105

صفحه 105

1- ر.ک: أمالی شیخ صدوق: 651 ح886 ؛ روضه الواعظین: 508؛ الفصول المهمه 367:1 ؛ بحار 281:8 ح3 ؛ میزان الحکمه 884:2 ح2892.

2- حج: 19-22.

خُذُوهَ فَاعتِلُوهَ إِلی سوَاءِ الجَحیِم * ثُمَّ صبُّوا فَوقَ رَاسِهِ مِن عَذَابِ الحَمِیمِ.(1)

«(آنگاه به مأموران دوزخ خطاب می شود:) اینکافر مجرم را بگیرید و به میان دوزخ پرتابش کنید! سپس بر سر او از عذاب جوشان بریزید!».

و بعد از این همه عذابهای دردناک جسمانی مجازات جانکاه روانی آنها شروع می شود: به این مجرم گناهکار سرکش و بی ایمان گفته می شود: «بچش، تو همان کسی هستی که به گمان خود از همه قدرتمندتر و محترم تر بودی». (ذُق إِنَّک أَنت العَزِیزُ الکَریمُ).

تو بودی که بینوایان را در بند و زنجیر کشیده بودی، و بر آنها ظلم و ستم روا می داشتی، برای خود قدرتی شکست ناپذیر و احترامی فوق العاده قائل بودی.

آری این تو بودی که با آنهمه غرور هر جنایتی را مرتکب شدی، اکنون بچش نتیجه اعمالت را که در برابر چشمان تو مجسّم شده است، و همانگونه که جسم و جان مردم را سوزاندی اکنون درون و برونت در آتش قهر الهی و با آب سوزان می سوزد.

در حدیثی آمده است پیغمبر گرامی اسلام (صَلَی اللهُ عَلیه وَآله وسَلم) روزی دست ابوجهل را گرفت و فرمود: «اولی لک فاولی: منتظر باش ابوجهل! منتظر باش!». ابوجهل ناراحت شد و دست خود را کشید و گفت: بایّ شیء تهددنی؟ ما تستطیع انت و صاحبک ان تفعلا بی شیئا! من اعزّ هذا الوادی و اکرمه!: مرا به چه چیز تهدید می کنی؟ نه تو و نه صاحبت (خدا) قادر نیستند با من کاری کنید! در سراسر این سرزمین مکّه، من از همه نیرومندتر و گرامی ترم. .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه