- دیباچه 1
- اشاره 5
- چیستی دین 16
- اشاره 21
- ظهور پولس و تحریف در مسیحیت 22
- کلیسای اوّلیه و رابطه آن با دستگاه حکومتی 23
- رسمیت یافتن مسیحیت به عنوان یکی از ادیان در روم 25
- رابطه کلیسا با جامعه سیاست در قرون وسطا 26
- رنسانس 28
- پروتستانتیسم (نهضت اصلاح دینی) 30
- 1. کنار گذاشتن ماوراء الطبیعه از تبیین طبیعت 32
- اشاره 32
- ظهور دانش جدید 32
- 3. تجربه گرایی 34
- دوره روشنگری 36
- اشاره 40
- خارج ساختن اهل بیت علیهم السلام از صحنه های سیاسی واجتماعی جامعه 40
- کنار زدن سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله 42
- پیدایش مکتب های فقهی، کلامی و تفسیری 44
- پیدایش طبقه روشن فکران غرب زده 46
- اشاره 49
- 2. سیاست 54
- 3. حقوق 59
- 5 . اخلاق 69
- اشاره 73
- مبانی دینی 74
- شکاکیت معرفت شناختی در حوزه معرفت دینی 80
- ماشین انگاری جهان و انسان 86
- اومانیسم 91
- عقلانیت (راسیونالیسم) 99
- رئالیسم هستی شناختی 103
- رئالیسم معرفت شاختی 106
- نیاز ذاتی انسان به خداوند 109
- ارکان فرعی دین مداری 113
- باور به عالم غیب و شهادت 113
- باور به جنبه فقهی دین 114
- بخش پنجم: آسیب شناسی دین مداری 117
- اشاره 117
- 1. تعریف های غلط از دین و تبیین های نادرست و نارسا از طبیعت دین: 118
- اشاره 118
- 2. ایمان گرایی: 119
- 3. ضعف در مبانی مابعد الطبیعی و معرفت شناسی: 119
- 6 .عقل گریزی یا عقل ستیزی دین: 120
- 5. تجزیه دین: 120
- آسیب شناسی در مقام عمل 124
- اشاره 126
- دادن راهنمایی های دینی به مردم 127
- نشان دادن جلوه های زیبای دین مداری 128
- بستر سازی برای گسترش جنبه های فرهنگی دین 131
- یادآوری 132
- ضرورت آگاهی سیاست گزاران و برنامه سازان رسانه از موضوع 133
- افشاگری های به جا از چهره های منافقانه 133
- جلوه های دین مداری و سکولاریسم در صدا و سیما 136
- فیلم های سینمایی و سریال ها 136
- برنامه های گروه سنی کودک و نوجوان 138
- مسابقه ها و سرگرمی ها 138
- برنامه های دیگر 139
- برنامه های گروه خانواده 139
- ورزش 139
- پرسش های مردمی 141
- پرسش های کارشناسی 142
- معرفی کتاب و کارشناس 143
- الگوهای برنامه سازی 144
این بیان برای نیاز انسان به دین، ضرورت دین مداری را اثبات می کند. بنابراین انسان مکلف است در همه شرایط او را بندگی و عبادت کند؛ آن هم نه آن گونه که خود تشخیص می دهد، بلکه آن گونه که خداوند می خواهد.(1)
هم چنین، در این بیان، نکته ای نیست که معرفت دینی را به وحی منحصر کند، بلکه خواست الهی از هر راهی، برای مثال راه عقلانی شناخته شد، این شناخت، معرفت دینی شمرده می شود. نکته سومی که درباره این بیان باید گفت، این است که این بیان گرچه در اصل بیانی عقلی در راستای نیاز انسان به دین است، ولی با متن های دینی اسلام نیز می توان آن را تأیید کرد. خداوند در قرآن کریم می فرماید:
وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الاْءِنسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ. (ذاریات: 56)
جن و انسان را نیافریدیم مگر برای این که مرا بندگی کنند.
ظهور این آیه بازداشتن از هر کاری است که خارج از طور بندگی و عبودیت باشد. منحصر نبودن راه معرفت دینی به وحی نیز از آیات و روایات بسیاری بر می آید.(2)
1- 1. از امام صادق علیه السلام روایت است که ابلیس به خداوند گفت: «پروردگارا مرا از سجده بر آدم معاف کن، آن گاه من تو را چنان عبادتی کنم که هیچ ملک مقرب و پیامبر رسولی چنان عبادت و بندگی نکرده باشد». خداوند در پاسخ فرمود: «من نیازی به عبادت تو ندارم، من می خواهم تنها چنان بندگی شوم که خود می خواهم؛ نه چنان که تو می خواهی. بحارالانوار، ج 11، ص 141، باب سجود الملائکه و معناه، ح 7.
2- 2. برای مطالعه بیشتر نک: بحارالانوار، ج 1، کتاب العقل و الجهل؛ و نیز اصول کافی، ج 1، کتاب العقل و الجهل.