سیطره دین بر ساحت دنیا صفحه 33

صفحه 33

2. کنار گذاشتن غایت انگاری از نظریه های علمی

این ویژگی در پی کنار گذاشتن ماوراءالطبیعه پیش آمد.

در طبیعت شناسی قرون وسطا تفسیر امور بر حسب نسبتشان با غایات بشری را با تفسیرشان بر حسب علل فاعلی (که نسبت خود اشیا با یکدیگر را به دست می داد) دست کم با هم معادل می شمرند. (بر آن بودند که اگر بگوییم) غایت نزول باران آبیاری زراعات آدمیان است، از نظر انطباق با واقع، هیچ فرقی ندارد با این که بگوییم علّت نزول باران، تراوش آب از ابر است. تمثیل طبیعت به افاعیل هدفدار انسانی، سکه رایج بود. می گفتند که اجسام خفیف مانند آتش، به بالا و به سوی حیّز طبیعی و خاص خویش روی می آورند و اجسام ثقیل، چون آب و خاک هم به سوی پایین، که حیز طبیعی آن ها است، میل می کنند. آن گاه از این تمایز غایات، تمایزات کمی استنتاج می کردند.(1)

دانته می گوید:

همه اشیا به زنجیر انتظام، بسته و پیوسته اند و همین است آن که عالم را صورت خدایی می بخشد. مخلوقات برین در اینجا، خیر باقی و لایزال را عیان می بینند که غایت نظام مذکور است. در این نظام که از آن سخن می گوییم، هر موجودی بر حسب حظ و قابلیت خویش و به نحو شدید یا ضعیف، رجوعی ذاتی به مبدأ خود دارد. لاجرم هر یک به مدد غریزه ای که دارد، در این اقیانوس پهناور هستی، به سوی بندری روان است. همین غریزه است که آتش را به جانب ماه می برد و قلب فانی شوندگان را به جنبش و تپش می اندازد و اجزای زمین را گرد می آورد و اتحاد می بخشد.(2)

ولی دانش جدید هیچ غایتی را نه برای طبیعت و نه برای انسان نمی شناسد. برتراندراسل با اشاره به سخن یک شیطان که


1- 1. آرتور برت، مبادی مابعدالطبیعی علوم نوین، برگردان: عبدالکریم سروش، ص 9.
2- 2. همان، ص 10.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه