سیطره دین بر ساحت دنیا صفحه 55

صفحه 55

سیاست عبارت است از هر نوع تدبیر و تلاش و فعالیت و تعمق و تفکر و اقدام فردی و جمعی در جهت کسب قدرت و به عهده گرفتن اداره امور کشور به نحوی که جامعه و افراد آن در مسیر تحقق آمال و خواسته های خویش قرار  گیرند.(1)

برخی از بیان هایی که درباره هویت دین ابراز می شود، تقابل دین مداری با سکولاریسم را در حوزه سیاست انکار می کند؛ مانند نظریه ای که دین را تنها رابطه ای قلبی و شخصی با امر قدسی می داند، ولی این گونه تعریف ها از دین خدشه دارند و قابل پذیرش نیستند. نگرش دین مدارانه، به امور سیاسی جهت مشخصی می دهد که با جهت دهی نگرش سکولار تفاوت کامل دارد؛ حتی اگر این تفاوت تنها به رعایت اخلاق در این حوزه محدود گردد، همین امر تفاوتی اساسی است.

فرض وجود یک مرکز قدرت در جامعه، تقریبا در همه تعریف ها از سیاست، گنجانده شده است؛ بلکه برخی سیاست را تنها به اِعمال قدرت به افراد یک جامعه تعریف کرده اند. در این بحث، چند پرسش اساسی مطرح است:

1. چه کسی حق دارد در مرکز اقتدار قرار گیرد؟ به بیان دیگر، منشأ مشروعیت قدرت حاکمه چیست؟

2. قدرت حاکمه تا چه اندازه ای می تواند بر مردم اعمال قدرت کند؟ به بیان دیگر، قلمرو مشروع اعمال قدرت تا کجاست؟

3. نهادهای دینی تا چه حدی در امور سیاسی حق دخالت دارند؟ دیگر این که، آیا ضرورتی دارد که افراد دین دار در رأس قدرت قرار گیرند یا در سطح های پایین تر حکومتی به کار گماشته شوند؟


1- 1. سید جلال الدین مدنی، مبانی و کلیات علوم سیاسی، ج 1، ص 13.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه