سوشیانت منجی ایرانویج صفحه 157

صفحه 157

بداندیش و بدکیش اهلموغ [باشند]، آن [مردم] را دوستِ(1) خویش شمارند.

49. ای زرتشت! دیگر، تو را گویم که مردم دیندار و اشو که در آن زمان بتّر [در حیات] باشند، کار کرفه(2) را کمتر توانند کردن و کار ایزدی [و خیر] بر دست ایشان کمتر رود [و انجام گیرد]، زیرا که جُدکیش و دشمنِ دین بسیار و فریفتار باشد؛(3) از این روی،(4) مردمِ دین دوست را رنج و سختی و بدی رسد و همه جهان، بدخواه ایشان بباشد.

50. پس آن گاه، مردم در [کارِ] نساخوران و نساسوزان و نساپوشان(5) بسی باشد و [نسا را به] آتش برند [و این کار را] منطبق بر داد [و قانون دینی] دارند [و شمارند] و بر بدی و ابارونی(6) (= نادرستی و ناراستی و گناه)، [به] راهِ دوزخ شوند. 51. و مردم دینی که کشتی [بر میان] بندد و یزشنِ ایزدان کنند [نیز آن نیایش را] به پادیابی [و پاکیزگی] ندارند(7) [و به پاکی برگزار نمی کنند]؛ و در آن هنگام که مردم گیتی، از صدهزار و بیور هزار، یکی به راه دین روَد، [نیز] پس آن [یکی] هم کارِ دین را کمتر کرده،(8) و بی توانی آتش بهرام را خواهد [و روا دارد].

52. و مردان [و] زنانِ آزادگان و نیک کرداران کرفه کمتر کنند و گشاده کشتی(9) [و بی سدره و کشتی راه] روند [و باشند]. 53. و آزادگان، دیگرگوهران [و بیگانگان و بدنژادان] را دخت (= دخترِ دیگرگوهران را)، خود به روایی [و با میل و رغبت]، به زنی کنند تا [آن] که مردم دینی را، بر پایه [و اساس] (10) جُددینی، فرزند به جِه کاری (= فحشا) زاده شود(11) و به ایشان [نیز] مردم دینی، دختِ خویش به زنی دهند. 54. و داور [در] آن زمان، [این کار را] منطبق با داد [و قانون دینی] گویند که [چنین ازدواجی] مهتر [و بهتر] است از خویدودس؛ و [بدین ترتیب،] بی شمار فرزند(12) را به جِه کاری (= فحشا) زایش [باشد و به دنیا آید] و [به این شیوه،] خود، روان خویشتن(13) را به دوزخ افکنده است. (14) 55. آزادگان و بزرگان به درویشی رسد و بندگان [و] مردم خُرده [و پست و ناداشت] به بزرگی و پادشاهی رسند. 56. و فتوا گفتنِ دین داران و رَدان را بشکنند [و آن را نپذیرند] و گفتارِ دروغزنان و افسوس گران(15) (= تمسخرکنندگان و خوارشمرندگان) [دین را] به رَدی دارند [و از آن پیروی کنند] و دروغ گویی پیش دارند [و آن را رجحان نهند]؛ 57. و سوگند دروغ بس خورند و من، که اورمزدم، به زور - [یعنی] که دروغ - بر [نام] من بس [سوگند] گویند. 58. و کسی اگر هیربد شد و یشتِ ایزدان کنند، [دیگران] نتوانند دید (= رشک می برند)،

[یا] که اگر [کسی هیربد شد، بر او] افسوسگری (= تمسخر) کنند. 59. و هیربدان برای یکدیگر بد خواهند [و بدخواهی کنند] و کار اهلموغی دیوان (= بدعت های ناروا و اهریمنی) را پیشتر کنند [و مقدّم دارند و رجحان نهند]؛ 60. پس [آن که] سه گناه هیربدان [و] هاوشتان(16) است، [آن را] بسی پیش دارند [و پیش گیرند] که چنین [است]: دشمنی با نیکان؛ و [به] بیداد [و نادرست] یزشن را کنند؛ و بیم از


1- . متن: به دوستی خویش.
2- . «کار کرفه» می تواند با هم به معنای «کار نیکو و ثواب، برگزاری مراسم دینی» باشد یا «کار و کرفه» به همین معنی.
3- . فعل مفرد برای فاعل جمع.
4- . متن: چرا که.
5- . درباره معنی نسا و این سه گناه بزرگ ر.ک: فرگرد دوم، یادداشت 35؛ و نیز بخش زراتشت نامه، یادداشت 3.
6- . ر.ک: فرگرد دوم، یادداشت 36.
7- . بسنجید با شایست ناشایست، همان (فصل 12، بند 24، ص160 ترجمه) که در آن جا نیز احتمالاً pad pāk dārēnd به معنای «به پاکی برگزار کنند» به کار رفته است.
8- . متن: kard؛ احتمالاً kard برای وجه وصفی به کار رفته است.
9- . درباره گشاده کُشتی ر.ک: فرگرد دوم، یادداشت 29؛ بخش زند بهمن یسن، یادداشت 19.
10- . متن: «ماده» (= mādag) به معنای (ماده، پایه و اساس، وجه).
11- . متن: zāyišn، حاصل مصدر با معنای فعلی به کار رفته است.
12- . متن: zāyišn، احتمالاً به معنای «فرزند» است، نگاه کنید به: شایست ناشایست، فصل دوم، بند 106 (ص37 و نیز 56 ترجمه).
13- . احتمالاً xwad ruwān به معنای «روان خویشتن» است. کاربرد xwad (خود) به جای xwēš(خویش) در پهلوی کلاسیک کمتر دیده می شود.
14- . زمان و قرائت فعل مورد تردید است. در روایات (2/90) این جملات چنین خلاصه شده اند: «و مرد و زن آزادگان و نیکوکرداران کرفه کمتر کنند و گشاده کُشتی روند و بداصیلان و بدخواهان دخت آزادگان و بزرگان بزنی کنند و آزادگان و بزرگان بد رویشی رسند و بندگان و خورد مردم به بزرگی و پادشاهی رسند...».
15- . در روایات (2/90) آمده: «وجرکوشن دین داران و راستان برنگیرند و کوشن افسونگران و دروغ زنان و خردکان و راست دارند و باور کنند و دروغ گفتن بیش دارند و سوگند دروغ بسیار خورند و بر من که اورمزدم زور دروغ بسیار گویند و هر کسی که نیکی کند و راستی ورزد، اگر هیربد باشد اگر آدم (خانم مزداپور «آم» آورده و در توضیح می نویسد: = عام، مردم عادی که موبد نیستند) که ستایش ایشان کنند نتوانند دید و بر وی آهو گویند».
16- . هاویشت (hāwišt) به معنی پیروان است و در فرهنگ های فارسی جزو لغات زند و پازند و به معنی پیرو ضبط شده، و شکل جدید آن در دری زرتشتی، «هوشت = hušt» است به معنای «شاگرد و شاگرد دینی و طلبه» است. واژه «هوشت» امروزه به موبدی اطلاق می شود که متعهد برگزاری مراسم دینی در منطقه ای خاص است.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه