سوشیانت منجی ایرانویج صفحه 186

صفحه 186

کرد... که چون در تصرف عرب و چنگال قهر و غلبه واقع شد، پس از اندک زمانی منقرض شدند و چنان هلاک گردیدند که گویی به وجود نیامده بودند».(1) جدا از افراطی که ابن خلدون

در این عبارات بدان دچار شده و کاملاً مشهود است، گمان می رود که بخش اعظم و عمده ای از تغییرات و دگرگونی های اجتماعی آن روزگارانِ ایران، عبارت بوده است از تغییر دین ایرانیان، گرویدن سریع به دین جدید و ایجاد ساختار و تشکیلاتی نوین که در آن اسلام، مراکز آموزش و پرورش و مساجد اسلامی به سرعت جانشین دین زرتشتی، آتشکده ها و مدارس دینی زرتشتی شد. (2)

در منابع تاریخی و تفسیرهای متعدد، علل پذیرش نسبتاً سریع اسلام توسط ایرانیان توضیح و تشریح شده است. گروهی به کار بردن زور را عامل اصلی می دانند(3) و برخی از اساس دین زرتشتی را عقیده ای شاهانه می پندارند

که در میان مردم از مقبولیت کمی برخوردار بوده، و وقتی که این دین دیگر نتوانست آنها را وفادار نگه دارد، بدون هیچ مانعی ایشان در معرض تبلیغات و فعالیت واعظان و مبلغان مسلمان قرار گرفته، در نتیجه مردم به آسانی و داوطلبانه جذب این دین جدید شدند. علاوه بر اینها ظاهراً مسائلی چون حفظ ثروت، برخورداری از آزادی های فردی و اجتماعی، معافیت از مالیات و رهایی از محدودیت های

اجتماعی را می توان به عنوان عوامل دیگری نام برد که نقش اساسی در پذیرش سریع اسلام توسط ایرانیان داشته است. (4)

برتولد اشپولر پس از آن که عامل جبر و فشار مسلمانان در گرویدن دسته جمعی

زرتشتیان به اسلام را رد می کند، در پی علل دیگری در این باره

است: «علت تعویض سریع مذهب در مورد رجال منطقه شمال شرقی ایران، که در آن زمان از لحاظ فرهنگی بر سایر مناطق آن سرزمین سمتِ رهبری داشت، در درجه اول، کوشش آنان برای حفظ موقعیت اجتماعی خویش بوده است. علت دیگر آن نیز این بود که با درهم شکستن شاهنشاهی ساسانیان، سازمان روحانیت، که به طور

سلسله مراتب دقیق منظم شده بود، درهم ریخت و به دنبال

آن نیز دین زرتشت که دین رسمی دولت بود، رو به

اضمحلال گذاشت، زیرا مقام صدارت آنان، «پِیشوپای هوذینان» (حدود سال 820 میلادی

برابر 205/ 206 هجری) که در برابر سازمان اداری عرب رسماً وظیفه ریاست را عهده دار

بود، دیگر هیچ گونه قدرت مرجعیت مذهبی نداشت و کار عمده وی به جمع آوری وجوه محدود گشته بود».(5)

هر چند چنان که اشاره شد، اشپولر عامل جبر و فشار مسلمانان در گرویدن دسته جمعی ایرانیان به اسلام را رد می کند، اما باید اذعان نمود که در آغاز اقتدار مسلمانان اقتداری نظامی بود و اغلب با حربه جبر و فشار بر علیه زرتشتیان از آن استفاده می شد. در حقیقت دستگاه


1- . نگاه کنید به: مقدمه ابن خلدون، ترجمه محمد پروین گنابادی، ص281%284.
2- . نگاه کنید به: Gibb, Mohammedanism, pp.4%5; Hodgson, The Venture of Islam, Vol.1, pp.230, 235%236, 308; Hourani, History, pp.46%47, 57; Lewis, Arabs, pp.70%71; لازم به ذکر است که پیشرفت مؤسسات دینی در جامعه ایران طی دو مرحله صورت گرفت. طی مرحله نخست که از سده هشتم میلادی/ دوم ه-.ق تا سده دهم میلادی/ چهارم ه-.ق به طول انجامید، مؤسسات اسلامی در شهرهایی چون اردبیل، اصفهان، شیراز، نیشابور، زرنگ در سیستان و بخارا در ماوراءالنهر تأسیس شدند، که ظهور این مراکز با زوال مؤسسات زرتشتی در شهرها همزمان بود. مساجد روستایی، به خصوص مساجد جامع، طی مرحله دوم ظهور مؤسسات از سده دهم میلادی/ چهارم ه-.ق تا سده سیزدهم میلادی/ هفتم ه-.ق تأسیس شدند. افزایش مراکز اسلامی در نواحی مختلف، از میان رفتن آتشکده ها و مدارس روحانیان زرتشتی را در آن نواحی تسریع بخشید (ر.ک: ستیز و سازش، ص134).
3- . خانم مری بویس در (Boyce, Zoroastrians, pp.145%146, 149) و دیگر صفحات، این نظر را که اسلام در میان ایرانیان در اصل با زور انتشار یافت، تأیید کرده است. اما بعدها در (Zoroastrianism, pp.149, 152) تا حدودی دیدگاه های خود را تعدیل کرده است.
4- . ر.ک: ستیز و سازش، ص89؛ درباره علل مختلف تغییر دین ایرانیان ر.ک: ص201، همان، یادداشت های 3%6 که در آن منابع مختلفی معرفی شده است.
5- . ر.ک: تاریخ ایران، اشپولر، ص338- 339.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه