سوشیانت منجی ایرانویج صفحه 63

صفحه 63

گاه هوشیدرماه

سی سال مانده به پایان هزاره هوشیدر، دوشیزه ای به نام «وه پد» که نسبش به زرتشت می رسد، در آب دریاچه کیانسه رفته، می نشیند و می خورد و نطفه زرتشت در بدن وی جای می گیرد و از آن هوشیدرماه متولد می شود:

«آن گاه سی زمستان از آن دهمین سده سپری نشده کنیز]ی [که [نام او [وه پد است، به آب می رود، که او [مادر [هوشیدرماه است - و از دوده «ایستواستر»، پسر زردشت،... آن گاه اندر آن آب نشیند [و از آن [بخورد و آن نطفه به بالا رود که زردشت پرهیزگار پیش از آخرین بار در بن «هوو» هشت و آن پسر از آن آفریده شود که او را نام «بالنده نیایش»(1) است، - زیراکه رادی را می افزاید - اگرچه آن کنیز پانزده ساله است نه پیش از آن با مردان خوابیده است و نه پس از آن که آبستن بود تا آن که آن [فرزند [بزاد».

(دین کرد مدن، ص674، دین کرد سنجانا، ج7، ف8، بند 20- 18)

هوشیدرماه نیز هم چون هوشیدر، در سن سی سالگی به دیدار هرمزد و امشاسپندان نایل می شود و به نشانه این دیدار خورشید به مدت بیست شبانه روز در اوج آسمان توقف می کند.(2) با وقوع این حادثه مؤمنان متوجه می شوند که هزاره هوشیدر به پایان رسیده و ناباوران نیز شاهد تغییراتی در آسمان می شوند. فردای آن روز روشن و بارانی است (دین کرد مدن، ص671).

اتفاقات عمده زمان هوشیدرماه عبارتند از: خورشید به مدت بیست شبانه روز در میان آسمان می ایستد.

شش سال گیاهانی که به کار نیایند، خشک نمی گردند،(3) یا به روایت بندهش شش سال به گیاهان سرسبزی داده می شود. (4) شیر گوسفندان و چهارپایان اهلی به حداکثر افزایش می رسد به طوری که شیر یک گاو برای هزار نفر کافی است (دین کرد سنجانا، ج7، ف9، بند 1). دیو گرسنگی و تشنگی نزار می گردند به گونه ای که مردم به یک وعده غذا به مدت سه شبانه روز سیر می شوند:

«شگفتی هوشیدرماه... نزاری [دیو] گرسنگی و تشنگی است، چنان که گوید که از یک غذا سه شبانه روز سیر باشند».

(دین کرد سنجانا، ج7، ف9، بند 1)

پیری و خشم و کین و آز و نیاز و شهوت کاستی می پذیرد و آشتی، دوستی، رادی و رامش افزایش می یابد:

«...کمی پیری و افزونی زندگی، رشد آزادگی و آشتی بهترین رادی و رامش».

(دین کرد سنجانا، ج7، ف9، بند 2 و 3)


1- . فارسی میانه این واژه waxšēnidār - niyāyišn است که ترجمه صورت اوستایی است. (نجات بخشی در ادیان، ص101، پاورقی 107)
2- . روایت پهلوی، فصل 48، بند 22 و 23؛ بندهش، بهار، ص142.
3- . روایت پهلوی، فصل 48، بند 24.
4- . بندهش، بهار، ص142. در صد در بندهش، در سی و پنجم آمده: «... و دار و درخت که در جهان بوده باشد، باز دیدار آید و دیگر هیچ بنخوشد و به زیان نشود و تا رستاخیز بر جای باشد».
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه