سوشیانت منجی ایرانویج صفحه 74

صفحه 74

(زند) بهمن یسن و خرداد یسن و اشتاد یسن پیداست که در آن موقع مزدک (Mazdak) منفور،(1) پسر بامداد (] Bāmdātمزدک بامدادان])، دشمن دین ظهور کند(2) و برای کسانی که به دین خدا تعلق دارند، مخالفان آماده شوند.

7. آن انوشیروان خسرو پسر ماه دات (Māhdāt [ماهونداد]) و وهشاپور - دات - اورمزد (]Vehšāpūr-dāt-...نیوشاپور دادار])، دستورِ آذربایجان و آذرفرنبغ اَمین و آذرپاد (Āturpāt) و آذرمهر (Āturmihr) و بخت آفرید (Baxtāfrīt)را نزد خود خواند و از آنان پیمانی بدین شرح خواست: «این قوانین را پنهان مدارید، ولی زند را جز به حلقه خویشان خویش میاموزند». هر یک با خسرو همداستان شدند.

2

1. در زند بهمن یسن پیداست که زرتشت دوم بار از اورمزد بی مرگی خواست و چنین گفت: «من، زرتشت در میان آفریدگان تو پرهیزگارتر و کاری تر

خواهم بود، اگر مرا بی مرگ کنی، هم چون بهمن بی رنج،

گوبدشاه (Gōpatšāh)، یوشت فریان (Yavišt i Fryān) و چترکمیان (Čitrakmiyān) پسرِ گشتاسب (چهرومیان گشتاسپان) که پشوتن (Pišōtan)درخشان است.

2. اگر مرا مانند آنها بی مرگ کنی، آن گاه به دینِ بِهی تو ایمان آورند، یعنی آن دین بُردار که دینِ بِهی ناب مزدیسنان را از اورمزد پذیرفته است، بی مرگ است و آن گاه هر آدمی به دینِ بهی تو ایمان آورد.

3. اورمزد به او گفت: «زرتشت سپیتمان، اگر تو را بی مرگ کنم آن گاه موبد بُت ها،(3) تورِ برادروش (Tūr i Brātarōš)(هم) بی مرگ شود، ولی رستاخیز و تن پسین را نتوان (این چنین) کرد.

4. زرتشت را در اندیشه به نظر دشوار آمد که این را شناسد. اورمزد با خرد همه آگاه دانست که زرتشت سپیتمان با فره وشی (Fravaši) پرهیزگار چه اندیشد و دست زرتشت بگرفت.

5. و اورمزد، مینوی فزونی، آفریدگار دادگر موجودات مادی، خرد همه آگاه را به پیکر آب در دست زرتشت گذارد و گفت: «زرتشت، آب را بنوش!».

6. و او آن را نوشید و خرد همه آگاه در زرتشت با او درآمیخت. زرتشت هفت شبانه روز در تملک خِرَد اورمزدی بود.

7. و زرتشت در هفت کشورِ زمین، در مردمان و ستوران دید که در کجا مویی بود، چقدر زیبا بودند و برپشت، در کجا هر یک انتهای خود را داشت.

8. و او دار و درخت را دید که تارهای ریشه گیاهان چند تا و چقدر در زمین سپندارمذ


1- . هدایت واژه گجسته آورده، ر.ک: زند وهومن یسن، ص31.
2- . در بندهش بزرگ (چاپ انکلساریا در 34%27، ص215) آمده: «در پادشاهی کواد، مزدک بامدادان به پیدایی آمده، داد (آیین) مزدکی نهاد، کواد را بفریفت و شیفته کرد، فرمود: زن و فرزند و خواسته به همه و همگی باید داشت. و دین مزدیسنان را از کار بازداشت، تا انوشه روان خسرو پسر کواد فرواکی آمد (به سن بلوغ رسید) و مزدک را بکشت و دین مزدیسنان بیاراست و آن خیونان (هون ها) که همواره به ایران شهر تاخت و تاز می کردند سرکوبید و راند و ایران شهر را بی بیم کرد». نقل از: زند وهومن یسن، هدایت، ص31، یادداشت 7
3- . در متن اصلی ویدن گرن Gōtzenpriester آمده و آقای محمود کندری در توضیح می نویسد: شاید پرستنده بت مناسب باشد.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه