- سخن ناشر 1
- مقدّمه مؤلف 1
- جایگاه معاد 3
- ریشه ها و زمینه های فطری 4
- هدایت صحیح ریشه ها 5
- پاسخ خداوند توسّط پیامبران 6
- مراحل وجود و هستی 7
- راههای اثبات معاد 7
- الف : امکان معاد 8
- دلائل معاد 13
- ب : دلائل معاد 13
- دلیل اوّل معاد: عدل خدا 14
- دلیل دوّم معاد: حکمت خدا 22
- ج : نبود مانع 27
- نبود مانع 27
- ایمان به معاد ، دفع ضرر احتمالی 29
- نقش ایمان به معاد 30
- نقش معاد در مسائل اقتصادی 30
- نقش ایمان به معاد 30
- نقش معاد در مسائل نظامی 31
- نقش معاد در برخورد با طاغوتیان 32
- نقش معاد در توجّه به محرومان 33
- ایمان به معاد ، پشتوانه تمام کمالات 34
- ایمان همراه با یاد معاد 35
- آثار یاد موت و معاد 36
- یاد مرگ در مناجات ها 39
- چرا یاد مرگ نیستیم ؟ 41
- انگیزه های انکار معاد 42
- 1 گریز از مسئولیّت 42
- 2 عدم ایمان به قدرت و علم خدا 43
- 3 آگاهی نداشتن به زمان قیامت 44
- 4 زنده کردن مردگان 44
- 5 مرگ ، پایان قدرت خدا و نیستی 46
- سیمایی از مرگ و جان دادن 46
- مرگ از دیدگاه معصومین علیهم السّلام 47
- انواع جان دادن 48
- 1 مرگ دلها 49
- انواع مرگ 49
- 2 مرگ جامعه ها 49
- 3 مرگ سرخ و شهادت 50
- 4 مرگ با قصاص واعدام 51
- چرا از مرگ می ترسیم ؟ 52
- چه کنیم تا از مرگ نترسیم 54
- توبه ، ابعاد و شرایط آن 55
- معنای توبه 56
- مراحل توبه 57
- شرایط و انواع توبه 59
- همراهی ولایت 60
- راههای توبه و جبران 61
- چند تذکّر 63
- برخورد با گناهکار 65
- در آستانه مرگ 66
- سعادت و شقاوت 66
- عوامل بدعاقبتی انسان 68
- وصیّت 70
- نقش وصیّت 70
- شرایط وصیّت 71
- وصیّت های نمونه 75
- عمل به وصیّت 76
- احتضار و لحظه مرگ 77
- لحظه مرگ 77
- لحظات جان دادن خوبان 79
- لحظات جان دادن بَدان 81
- آسان جان دادن 82
- ملاقات با اولیای خدا 83
- قبض روح و جان دادن 84
- وظیفه ما بر بالین محتضر 85
- وظایف ما پس از مرگ دیگران 86
- تشییع جنازه 87
- وظایف ما پس از مرگ دیگران 87
- پیام های دردناک 88
- بقای روح 90
- غسل ، کفن و دفن 90
- برزخ 90
- وجود عالم برزخ 93
- زندگی برزخی 94
- سؤ ال قبر 96
- یاران برزخی 98
- لذّت یا عذاب در قبر 98
- حالات برزخیان 99
- گوشه ای از عوامل عذاب برزخی 99
- گوشه ای از عوامل رفاه و سعادت برزخی 102
- عذاب برزخی مؤ منان 102
- زیارت قبور 107
- دمیدن در صور 108
- درآستانه قیامت و حضور در آن 108
- نظام آفرینش در آستانه قیامت 109
- نظام آفرینش در آستانه قیامت 109
- وضع آسمان ها 110
- وضع خورشید و ماه 112
- وضع ستارگان 113
- وضع زمین و کوهها 113
- امّا کوهها 114
- معاد جسمانی است 115
- شبهه آکل و ماءکول 116
- چگونگی حضور در قیامت 117
- نام ها و اوصاف قیامت 119
- گسستن وسائل و رابطه ها 124
- حساب و حسابرسی در قیامت 125
- حساب و حسابرسی در قیامت 125
- سؤ ال از هر حالت 126
- سؤ ال از همه اعمال 126
- سؤ ال از همه کس 126
- محاسبه عمل در هر کجا 127
- سؤ ال یا عدم سؤ ال در قیامت 127
- پرسش های اساسی 128
- سؤ الات بی جواب 129
- ب : رهبران امّت 131
- حسابگر کیست ؟ 131
- الف : خداوند 131
- حسابگر کیست ؟ 131
- ج : وجدان انسان 132
- انواع حساب در قیامت 133
- حقّ النّاس 135
- چیزهایی که حساب ندارند 135
- خجالت و شرمندگی 136
- گفتگوها در حال حساب 136
- ثبت وکشف اعمال 137
- نیکوکاران و گنهکاران 139
- انواع پرونده ها 141
- مراحل و مواقف 141
- حساب و جزای کارهای انجام نشده 143
- شاهدان در قیامت 146
- شهادت و گواهی شاهدان 146
- شاهدان و شاکیان قیامت 146
- شاکیان در قیامت 155
- 1 رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله 155
- 2 قرآن 157
- 3 مسجد 160
- 4 رهبران آسمانی 162
- سیمایی از قیامت 163
- ندامتگاه 163
- چه کسانی حسرت می خورند ؟ 165
- اعترافات 167
- رحمت خدا در قیامت 169
- میزان در قیامت 170
- 1 میزان های قیامت 170
- میزان در قیامت 170
- 2 تعدّد میزان 171
- 3 میزان برای همه نیست 171
- 4 عوامل سنگینی میزان 171
- صراط 172
- صراط در قیامت 173
- صراط در قیامت 173
- در صراط چه می گذرد ؟ 174
- شفاعت 175
- پاسخ به شبهات 176
- چند نکته 182
- ناله ها واستمدادها در قیامت 183
- سیمای مجرمان و کفّار 187
- پاسخ منفی ، بازتاب عمل خود انسان 187
- سیمای مجرمان و کفّار 187
- وضع عقل 188
- وضع پیشانی و چشم ها 188
- وضع صورت مجرمان 189
- وضع دست مجرمان 190
- وضع دهان و زبان 190
- وضع بینی مجرمان 190
- سرافکندگی مجرمان 191
- وضع دل ها 191
- وضع گردن مجرمان 191
- وضع پهلو و کمر 192
- وضع درونی 193
- وضع پوست 194
- چگونگی حضور در قیامت 194
- جهنّم و عوامل جهنّمی شدن 196
- جهنّم و چگونگی آن 196
- درهای جهنّم 196
- وضع جهنّم و آتش 197
- یاد دوزخ و قیامت 201
- گوشه ای از علل عذاب 202
- عذاب های روحی و روانی 207
- حوض کوثر 208
- سیمای بهشت و بهشتیان 208
- سیمای بهشت و بهشتیان 208
- ورود به بهشت 209
- درهای بهشت 210
- بزرگی بهشت 211
- هوای بهشت 212
- بهشت محل کامیابی 212
- بهشت قابل وصف نیست 213
- نعمت های ابدی 213
- صورت بهشتیان 214
- بهشت سرای امن 214
- افتخار و دعوت از دیگران 215
- برادری و صفا 216
- دوری از لغو و بیهودگی 216
- لباس ها و زیورها 216
- آشامیدنی ها 217
- خوردنی های بهشت 217
- ماءموران پذیرایی 217
- ظرف ها و نهرها 219
- همسران بهشتی 220
- نمونه های دیگر 221
- لذّت های معنوی 222
- درجات بهشت 225
- کلیدهای بهشت 226
- 1 صبر . 226
- 5 انقلابیون و مهاجران در راه خدا . 227
- 3 تقوا . 227
- 2 ایمان و عمل صالح . 227
- 4 پیروی از فرمان خدا و پیامبر . 227
- 7 توجه به تربیت خانواده . 228
- 6 روح پاک . 228
- 8 جهاد و شهادت . 228
- محرومان از بهشت 230
- جاودانگی و خلود 231
- جاودانگی و خلود 231
- تجسّم عمل ، نشان ابدیّت 232
- جاودانگی ، لطف الهی است 233
- پایان نامه 235
- پی نوشتها 236
- 1 تا 150 236
- 151 تا 300 252
- 301 تا 450 267
- 451 تا 600 283
- 601 تا 750 298
- 751 تا 900 313
- 901 تا 1006 329
بنابراین چون حکمت و اراده خدا بر آن است که موجودی آزاد و انتخابگر به نام انسان برای مدّتی روی زمین زندگی کند باید به خلافکاران هم مهلت دهد وگرنه هر گاه خلافی شد اگر خداوند هلاک کند ، بشری باقی نخواهد ماند ، کیست که در برابر ذات مقدّس او خلافی نکرده باشد ؟ و مگر بی ادبی وگناه در برابر فرمان او جزایی کمتر از نابودی دارد ؟
پاسخ پنجم : کیفر در دنیا کم لطفی است
گر چه گوشمالی ها و کیفرهای موقّت در دنیا عامل هوشیاری و توجه و زنگ بیدار باش است ، امّا اگر بطور کلّی در دنیا هر گناهکاری به کیفر برسد کم لطفی است ، زیرا شاید این گناهکار توبه کند و خلافکاری خود را اصلاح نماید و حقّی که کتمان کرده افشا نماید ، چقدر ما نمونه هایی از گناهکاران را دیده یا شنیده ایم که توبه کرده و دست از گناه برداشته اند ؟ و حتّی جنایتکارانی در آخرین فرصت ها و نزدیک مرگ تغییر مسیر داده اند ، بنابراین آیا بهتر نیست انسان ضعیفی که اسیر شهوت ها و هوسها می باشد و در دام شیطان ها قرار گرفته است تا پایان عمر به او مهلت داده شود تا شاید با یک جرقّه همچون حُر عوض شود ، گرچه بعضی از این مهلت
الهی سوء استفاده کنند و به ظلم وگناه خود ادامه دهند ، لیکن در جمع به نفع انسان است . بنابراین لطف خدا اقتضا دارد که انسان در دنیا کیفر نشود و تا هنگام مرگ به او مهلت توبه و جبران خطاها داده شود .
پاسخ ششم : گاهی کیفر و پاداش فوری عادلانه نیست
پاداش و کیفر زمانی عادلانه خواهد بود که تنها به خود عمل توجه نکنیم ، بلکه به عوارض و لوازم آن هم دقّت کنیم و به قول قرآن : وَ نَکتُبُ ما قَدّموا و آثارَهُم (50) ما هم عملکرد قبلی و هم آثار بعدی کارهایشان را ضبط می نماییم .
فرض کنید در یک مجلسِ با شکوهی شخصی آمد و چراغ را خاموش کرد و فرار کرد . خاموش کردن چراغ چندان جزائی ندارد ، لیکن باید ببینیم که این خاموشی چه مسائلی را به وجود آورده است ؛ گاهی آتش روی فرش می افتد و فرش را می سوزاند ، گاهی شخصی با اسلحه یا چاقو دیگری را مجروح و زخمی می کند ، گاهی افرادی در اثر تاریکی از پله ها پرت می شوند و خسارات غیر قابل جبران می بینند . بنابراین نباید تنها مسئله خاموش کردن چراغ را مطرح و بر آن حکم صادر کنیم ، بلکه جزای عادلانه هنگامی است که تمام مفاسدی را که در اثر آن کار او پیدا شده به حساب بیاوریم .
یا گاهی شخصی هروئینِکشنده و یا داروی شفابخشی اختراع می کند ، دادن جزای فوری به این قبیل اشخاص عادلانه نیست ،
زیرا باید تا پایان عمر جهان صبر کنیم و ببینم هروئین چند نفر را کشت و یا داروی شفابخش او چه کسانی سالم را شفا داد ، بعد جزابدهیم .
و یا شخصی با یک فیلم ، کتاب ، نوار و سخنرانی ، ایجاد یک فساد یا صلاح می کند وبرای سالها در مردم اثر خوب یا بد می گذارد ، در این موارد نباید در پاداش و کیفر عجله کرده تنها خود عمل را بررسی کنیم ، بلکه باید تا پایان عمرِ جهان صبر کنیم تا شعاع کار خیر و شرّ او را بسنجیم و سپس پاداش بدهیم ، این حرف علاوه بر اینکه پشتوانه عقلی دارد ، از استدلال های قرآنی و حدیثی هم برخوردار است ؛ امّا قرآن همان آیه دوازدهم سوره یس که در چند سطر پیش خواندیم . و امّا در روایات ، پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله فرمودند: مَن سَنّ سُنّه حَسَنه فلَه اَجرُ مَن عَمِل بها و مَن سَنّ سُنّه سَیّه فلَه وِزرُ مَن عَمِل بها(51) هر کسی یک راه و یا کار خوبی را بنا نهد ، او نیز در پاداش تمام کسانی که در آن راه گام بر دارند و آن عمل را انجام دهند شریک است ، بدون آنکه از اجر دیگران کم شود و بالعکس هر که مرکز فساد و یا راه فسادی را پیش پای مردم قرار دهد ، علاوه بر آنکه روندگان در آن راه گناهکارند ، گناهی همچون گناه مرتکبان برای شخص مؤ سّس نیز