معاد صفحه 79

صفحه 79

توصیف نیست .

وقتی مرگ به سراغ انسان می آید ، اطراف بدن شل می شود ، رنگ می پرد ، زبان می گیرد و انسان هنوز می بیند و می شنود ولی دیگر قدرت حرف زدن ندارد ، فکرش هم کار می کند ، ولی در اینکه در تمام عمرش چه کرده است .

یُفَکِّرُ فیما اءفنی عُمرَه و فیمَ اَذهَب دَهرَه با خود فکر می کند که عمرش را در چه راهی صرف و ایّامش را در چه مسیری گذرانده است .

امام می فرماید: محتضر در آن لحظه از اموال و ثروتی که در طول عمرش جمع کرده یاد می کند و با خود می گوید: این اموال رااز چه راهی بدست آوردم ؟ چرا فکر حلال و حرام آن نبودم ؟ الا ن گناه و حسابش با من و لذّت و بهره اش با دیگران است .

ماءمور مرگ همچنان روح او را از اعضای بدنش جدا می کند ، تا زبان و گوش هم از کار می افتد و فقط چشمانش می بیند و به اطراف خود نگاه می کند و تلاش و وحشت وحرکات اطرافیان را مشاهده کرده ، ولی نمی شنود و حرفی نمی تواند بزند و در لحظه آخر روح از چشم هم گرفته می شود و او در میان خانواده ، دوستان و بستگان همچون مرداری می افتد و همه از او می ترسند و از او دور می شوند و پس از اندکی او را به خاک و به عملش سپرده و همگی برمی گردند . (238)

در

روایات می خوانیم : در لحظه مرگ ، مال و فرزندان و عمل انسان برای او مجسّم می شوند ، محتضر به مال توجّهی می کند ، می بیند جز کفن سهم دیگری ندارد ، توجّهی به فرزندان و همسرش می کند ، ولی آنان هم تا گور او را بیشتر همراهی نمی کنند و تنها عمل اوست که تا ابد با اوست .

راستی با این همه آیات و روایات روشن و هشدارهای پی در پی ، جایی برای غفلت باقی می ماند ؟ !

لحظات جان دادن خوبان

در این باره نیز چند آیه و حدیث را بیان می کنیم :

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه