انسان از مرگ تا برزخ صفحه 151

صفحه 151

فرمود: شما هم از او سئوال کنید تا خود را بهتر معرفی کند. گفتیم : چه کسی هستی ؟ در جواب گفت : ابلیس ابلیسان و رئیس شیطان ها و فرعون این امت (عمر) هستم ، کسی که حق علی را منکر شدم ، کسی که به او و اهل بیتش ظلم و ستم روا داشتم ، کسی که آیات و معجزات او را دیدم و انکار کردم .

سپس آن حضرت فرمود: ای جمعیت ! چشم های خود را ببندید. وقتی چشم های خود را بستیم آن حضرت آهسته کلامی فرمود. آن را نفهمیدیم ناگهان متوجه شدیم مکه در جای اولیه خود می باشیم . (254)

نیز از سلمان فارسی نقل شده است : روزی امیر المؤ منین علیه السلام به من فرمود: ای سلمان ! آیا دوست داری رفیقت را

ببینی ؟ عرض کردم : بلی یا امیر المؤ منین ! آن حضرت لب های خود را حرکت داد ناگهان دیدم ملائکه غلاظ و شداد فردی را می آوردند در حالی که زنجیرهایی از آن در گردنش بود و آتش از بینی او بیرون می آمد و سرش به سوی آسمان بلند و دود او را احاطه کرده بود.

با این حال ملائکه او را از عقب می زدند و زبانش در اثر شدت تشنگی از پشت سرش بیرون آمده بود.

وقتی نزدیک ما آمدند به من فرمود: ای سلمان ! آیا او را می شناسی ؟ نظر کردم دیدم ((عمر)) است . فریاد می زد و می گفت : یا امیرالمؤ منین ! به فریادم برس ، معذب و تشنه ام .

فرمود: ای ملائکه ! عذاب او را زیاد کنید. سلمان گفت : دیدم زنجیرها اضافه شد و ملائکه او را با خواری و ذلت گرفتند و مشغول عذاب او شدند. سپس فرمود: ای سلمان ! این شخص عمر بن خطاب است ، از وقتی که از دنیا رفته است روزی نشده که بر عذاب او افزوده نشود، هر روز او را به من عرضه می دارند. به آنها می گویم عذاب او را زیاد کنید، آن ها هم عذابش را تا روز قیامت زیاد می کنند.(255)

عذاب برزخی ابن ملجم

یکی از شقاوت مندترین عالم که امام بر حق خود را به شهادت رساند و در برابر اعمال ننگینش به عذاب های گوناگون برزخی رسید عبدالرحمان بن ملجم مرادی است .

از ابوالقاسم بن محمد روایت شده است که گفت : در مسجد الحرام جماعتی را در مقابل مقام ابراهیم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه