انسان از مرگ تا برزخ صفحه 32

صفحه 32

محتضر باید از آن ها جدا گردد و آن مال و ثروت را برای وارثین و دیگران بگذارد تا از آن ها لذت و بهره ببرند و سود بگیرند. لذت بردن و راحتی زندگی برای دیگران و سنگینی گناه و مسئولیت حسابش به دوش او در گرو حساب این اموال است و نمی تواند از چنین شرائطی خارج گردد!!

محتضر در حالتی که در

بستر مرگ است انگشت ندامت و پشیمانی به دندان می گزد، از وضعی که برای او به وجود آمده است ناراحت و در عذاب می باشد. این ها به سبب آن چیزهایی است که هنگام ((مرگ )) برایش روشن می گردد و چند لحظه دیگر ((مرگ )) گریبانش را می گیرد.

او نسبت به آینده خود ناامید است و به چیزهایی که در زندگی به آنها علاقه داشته بی اعتناء است ، آرزو می کند ای کاش این ثروتی را که باقی گذاشته و نسبت به آن حسادت می ورزید مال دیگران بود و زحمت جمع آوری آن را دیگران کشیده بودند!

((مرگ )) به تدریج در بدنش نفوذ می کند. بر اعضاء و جوارحش چیره می گردد و کارش به جایی می رسد که زبان و گوشش هماهنگ نیست . گوشش همچون زبانش از کار می افتد. او در میان بستگان خویش است اما نمی تواند حرف بزند، زبانش از حرکت باز می ماند، گوشش نمی شنود، چشم هایش به اطراف می چرخد و پیوسته به صورت خویشانش می افتد، حرکت زبان بستگان را می بیند اما صدای کلام آن ها را نمی شنوند. ((مرگ )) نزدیک تر می شود و چنگال آن تمام وجودش را می گیرد! چشم های او همانند گوش هایش از کار می افتد و روح از بدنش خارج می شود، کار به جایی می رسد که او در میان خویشانش همانند مردار می شود! دیگر از او می ترسند، از نزدیک شدن به او وحشت می کنند. نه پاسخ گریه ها را می دهد و نه پاسخ آنها که او را

صدا می زنند. بعد از آن جسدش را به عمق زمین منتقل می کنند و او را تسلیم عملش می نمایند و از دیدارش دست می کشند.(48)

مرگ وداع با همگان

وقتی انسان در ((سکرات مرگ )) قرار می گیرد از چند جهت به روح او فشار می آید. از دست دادن اندوخته ها، جدا شدن از زن و فرزند و بازماندگان ، نرسیدن به آرزو و امیدها، از کف دادن عمر که بزرگ ترین سرمایه او بوده و به باطل گذشته است ، وارد شدن به عالمی نا ماءنوس که تا به حال آن را مشاهده نکرده و از وضعیت آن اطلاعی ندارد، دیدن صحنه ها

و قیافه های هول انگیز و وحشت ناک و بی خبر بودن از پایان کار، تمام این ها روح محضر را در تنگنایی بس عجیب و شدید می افکند! تا آنجا که خود وی ، به فرا رسیدن هنگام فراق از همه چیز و همه کس یقین پیدا می کند.

در حدیثی آمده است : چون بنده در ((سکرات مرگ )) افتد (زندگان با او وداع می کنند و او با بازماندگان ). اعضای بدن او، بعضی با بعضی وداع نمایند و بر هم دیگر اسلام کنند و گویند:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه