- به عنوان پیشگفتار 1
- اشاره 10
- انگیزه نگارش 11
- پدر، مادر، کودکی 13
- خصوصیات اخلاقی 14
- شوق وافر به اهل بیت رسالت علیهم السلام 15
- تحصیلات 22
- تلاش وی در تبلیغ 30
- تألیفات 33
- پیرامون کتاب حاضر 41
- چند تذکر 44
- منابع و مصادر کتاب «منازل الآخره» 47
- کتب شرح حال مؤلف 50
- عَقَبه اوّل: سَکَراتِ مَوْت و شدّتِ جان کندن است 62
- اشاره 62
- عَقَبه دوّم: عَدیله عِندَ المَوت است 70
- عقبه اول: وحشت قبر است 80
- توضیح 80
- عَقَبه دوم: ضَغطه و فشار قبر 86
- اشاره 104
- حکایت 109
- حکایت 115
- حکایت 117
- حکایت 119
- توضیح 146
- اما اخبار در فضل صلوات 147
- و اما روایات در حُسنِ خُلق پس چنین است 152
- حکایت اول 160
- حکایت دوم 162
- حکایت سوم 165
- اشاره 198
- قصه اول 204
- در ذکر قِصَصِ خائفان 204
- قصه دوم 206
- قصه سوم 213
- قصه چهارم 214
- قصه پنجم 215
- قصه ششم 218
- مَثَلِ اول 220
- مَثَلِ دوم 225
- مَثَلِ سوم 229
- مَثَلِ چهارم 236
- مَثَلِ پنجم 243
1- 251. کافی، ج 2، ص 492، ح 6.
2- 252. معانی الاخبار {تحقیق علی اکبر غفاری}، ص 368.
3- 253. پیشین.
[هشتم
«شیخ اَبُو الْفُتُوح رازی» روایت کرده از حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم که فرمود: در شب معراج چون به آسمان رسیدم مَلَکی دیدم هزار دست داشت در هر دستی هزار انگشت و مشغول بود به حساب کردن و شماره کردن به انگشتان. از جبرئیل پرسیدم که کیست این مَلَک و چه چیز را حساب می کند؟ جبرئیل گفت: این مَلَکی است مُوَکّل به دانه های باران، حفظ می کند که چند قطره از آسمان به زمین نازل شده. پس من گفتم به آن مَلَک که تو می دانی از زمانی که حق تعالی دنیا را خلق کرده است چند قطره باران از آسمان به زمین آمده؟ گفت: یا رسول اللَّه! قَسَم به آن خدایی که تو را به حق فرستاده به سوی خلق، غیر از آنکه من می دانم چند قطره نازل شده از آسمان به زمین، به تفصیل می دانم چند قطره به دریا فرود آمده و چند قطره در بیابان، و چند قطره در معموره و چند قطره در بُستان، و چند قطره در شوره زار و چند قطره در قبرستان، حضرت فرمود: من تعجب کردم از حفظ و تذکّر او در حساب خود.
پس گفت: یا رسول اللَّه! با این حفظ و تذکر و دستها و انگشتان که دارم حساب کردن یک چیزی را قدرت ندارم. گفتم: آن کدام حساب است؟ گفت: قومی از امت تو که در جایی حاضر می شوند و اسم تو برده می شود نزد ایشان، پس صلوات می فرستند بر تو، من قدرت ندارم ثواب آنها را شماره کنم.(1)