معادشناسی در قرآن کریم (جلد 1) صفحه 31

صفحه 31

2- 21 / كَهْف .

(50) «»

[ آنان آگاه ساختيم تا بدانند كه وعده خدا [در مورد رستاخيز [حق است و در [فرا رسيدن [رستاخيز هيچ ترديدي نيست، [اين آگاهي [آنگاه پديد آمد كه آنان ميان [جامعه] خود در كارشان [كه فرا رسيدن رستاخيز باشد] با يكديگر ستيزه مي‌كردند؛ پس [آن كساني كه رستاخيز را باور نداشتند] مي‌گفتند: [بياييد و [بر [در غار [آنان بنايي [براي يادبود [بسازيد [تا آرامگاه آنان از ديده‌ها پوشيده بماند [پروردگارشان به حال آنان داناتر است، امّا كساني كه [به رستاخيز ايمان داشتند و] بر كار خود چيره شده [و با آگاهي از راز آنان، آن رويداد عجيب را سندي‌زنده بر امكان رستاخيز مي‌ديدند]، گفتند: بي‌گمان ما [براي جاودانه ماندن ياد و نام آنان] بر در غار آنان سجـــده‌گــــاهـــي خـــواهيــم ســــاخت.

«عَثَر»: از ريشه «اِعْثار» به مفهوم آگاهي بخشيدن و توجّه دادن است و «عاثُور» گودالي است كه براي شكار شيركنده مي‌شود.

«» (51)

قرآن در ترسيم فراز شگفت‌انگيز ديگري از اين داستان تفكرانگيز و الهام بخش مي‌فــرمــايد: وَ كَــذلِكَ اَعْثَــرْنا عَلَيْهِـمْ

و همان‌سان كه آنان را به خوابي چندصد ساله فروبرديم و آنگاه بيدارشان ساختيم، درست همان‌گونه مردم آن ســرزمين و ديگـر عصــرها و نســل‌ها را از سـرگذشت بهــت‌آور آنــــان آگـــاه كرديــم .

در چگـــونگـــــي ايــــن رويــــداد عجيـــب مفســـران آورده‌انـــد كــــــه:

پس از فرار هدفدار و هجرت قهرمانانه آن مردان آگاه و آزادي‌خواه و پناه بردنشان به آن «غار» و آن پناهگاه طبيعي، فرمانرواي بدانديش و ددمنش آن سرزمين دستور داد كه تلاشي براي بيرون كشيدن آنان از عمق غار صورت نگيرد بلكه دهانه غار با مصالح ساختماني مسدود گردد تا مخالفان استبداد در آن زندان طبيعي از گــرسنگــي و تشنگـــي جــان سپــارند و همـــانــجا گــورستــان آنــان گــردد...

(52) «»

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه