راه بهشت صفحه 161

صفحه 161

سپس رسول خدا به علی علیه السلام فرمود:

«یا علی، در آن روز، هر کس تو را دوست می داشته، با شنیدن این سخن، شادمان می شود، و صورت او نورانی می گردد، و قلب او مسرور خواهد شد، و هر کس دشمن تو بوده، و یا به جنگ با تو برخاسته، و یا حقّ تو را انکار نموده است، صورتش سیاه می شود، و قدم های او می لرزد.»

سپس فرمود:

«آن گاه دو ملک نزد من می آیند، یکی رضوان، خازن بهشت، و دیگری مالک، خازن دوزخ، پس رضوان نزدیک من می آید و می گوید: "السّلام علیک یا رسول اللّه"، و من پاسخ او را می دهم و می گویم: "ای ملک، چقدر تو پاکیزه و معطّر و زیبا و باکرامت هستی، تو کیستی؟" او می گوید: "من رضوان، خازن بهشت هستم، پروردگارم مرا امر نموده: کلیدهای بهشت را به دست شما بدهم، پس شما آنها را از من بگیر"، پس من می گویم: "من از خدای خود قبول کردم و او را بر این نعمت ستایش می نمایم و کلیدهای بهشت را به دست برادرم علیّ بن ابی طالب می دهم، سپس مالک دوزخ نزد من می آید و می گوید: "السّلام علیک یا أحمد"، و من در پاسخ او می گویم: "السّلام علیک أیّها الملک، چقدر تو قبیح المنظر و زشت هستی؟" او می گوید: "من مالک و خازن دوزخ هستم، خداوند مرا امر نموده تا کلیدهای دوزخ را به شما بدهم"، من می گویم: "از خدای خود پذیرفتم و فضل او را ستایش می کنم" و می گویم: "کلیدهای دوزخ را به برادرم علیّ بن ابی طالب[ علیه السلام] تسلیم کن"، پس او کلیدهای دوزخ را به علیّ بن ابی طالب می دهد و بازمی گردد، و علی علیه السلام مالک بهشت و دوزخ می شود، و در کنار دوزخ می ایستد و مهار دوزخ را در دست می گیرد، در حالی که زفیر دوزخ و حرارت آن بلند می شود و دوزخ به علیّ بن ابی طالب می گوید: "از من دور شو که نور تو شعله های مرا خاموش نموده است"، پس علی علیه السلام به دوزخ می فرماید: "آرام بگیر". سپس به او دستور می دهد و می گوید: "این دشمن من است او را بگیر، و این ولیّ من است او را رها کن"، و جهنّم در آن روز بهتر از یکی از غلامان شما از علیّ علیه السلام اطاعت می کند و امیرالمؤمنین علیه السلام او را به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه