راه بهشت صفحه 174

صفحه 174

1- 487) مستدرک الوسائل: 7 / 400.

2- 488) الصّراط المستقیم: 1 / 245؛ بحارالأنوار: 22 / 332.

3- 489) بحارالأنوار: 65 / 41.

بدهد، و من آنان را دوست خواهم داشت.»

انس می گوید: پس من همراه علی علیه السلام وارد بر رسول خداصلی الله علیه وآله شدیم در حالی که سر مبارک آن حضرت در دامن دحیه کلبی بود [ و جبرئیل همیشه خود را به صورت دحیه کلبی درمی آورد و نزد رسول خداصلی الله علیه وآله می آمد]، و چون دحیه کلبی علی علیه السلام رادید، برخاست و بر او سلام کرد و گفت:

«یا امیرالمؤمنین، تو سزاوارتری که سر پسر عمّ خود رسول خداصلی الله علیه وآله را به دامن بگیری.» و چون رسول خداصلی الله علیه وآله از حالت وحی خارج شد و دید سر او به دامن علی علیه السلام است، فرمود:

«یا اباالحسن، تو جز برای حاجتی نزد ما نیامده ای [ حاجت تو چیست؟]»

امیرالمؤمنین علیه السلام عرض کرد: «پدر و مادرم فدای شما باد یا رسول اللّه، من چون وارد بر شما شدم، سر شما را در دامن دحیه کلبی دیدم، او چون مرا دید، برخاست و بر من سلام کرد و گفت: "[ یا امیرالمؤمنین] تو از من سزاوارتری که سر پسر عمّ خود را به دامن بگیری".» رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: «آیا او را شناختی؟» امیرالمؤمنین علیه السلام عرض کرد: «او دحیه کلبی بود.» رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: «او جبرئیل بود.»

پس امیرالمؤمنین علیه السلام عرض کرد: «یا رسول اللّه، پدر و مادرم فدای شما باد، انس می گوید: شما فرموده اید: "بهشت مشتاق به چهار نفر از امّت من می باشد"، آنان کیانند؟» رسول خداصلی الله علیه وآله به امیرالمؤمنین اشاره نمود و سه مرتبه فرمود:

«به خدا سوگند، اوّل آنان تو هستی، به خدا سوگند اوّل آنان تو هستی، به خدا سوگند اوّل آنان تو هستی.»

امیرالمؤمنین عرض کرد: «پدر و مادرم فدای شما باد، سه نفر دیگر کیانند؟» رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: «مقداد، سلمان و ابوذرّ می باشند.»(1)

6 - رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:

«کسی که اذان مؤذّن را حکایت کند [ و هر جمله ای که او می گوید را تکرار نماید]، اهل سعادت خواهد بود، و بهشت مشتاق او می باشد، و اگر اعتنایی به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه