راه بهشت صفحه 176

صفحه 176

1- 491) مستدرک الوسائل: 4 / 57 .

2- 492) همان: 16 / 331.

3- 493) بحارالأنوار: 43 / 53 .

بشارت می دهد، تا این که در پیشگاه [ عدل] پروردگار خود قرار می گیرد، و چون امر می شود که او را به بهشت ببرند،آن مثال می گوید: "بشارت باد تو را به بهشتی که خداوند تو را به آن مأمور نموده است".پس مؤمن به آن مثال می گوید: "خدا تو را رحمت کند تو کیستی که همواره از قبر تاکنون به من بشارت دادی، و با من انس گرفتی، و از ناحیه خداوند به من خبرهای [ مسرّت بخشی] دادی؟" مثال می گوید: "من همان سرور و شادمانی هستم که تو در دنیا بر برادران خود وارد می کردی، خداوند مرا از آن سرور آفرید تا امروز تو را یاری کنم، و وحشت را از تو برطرف نمایم، و با تو انس بگیرم".»(1)

2 - موسی بن سیّار گوید: در مسیر مدینه به طوس خدمت حضرت رضاعلیه السلام بودم، نزدیک طوس صدای گریه و شیون عدّه ای را شنیدیم که جنازه ای را حمل می کردند، ناگهان دیدم امام علیه السلام از مرکب پیاده شد و به طرف آن جنازه رفت، و آن را بلند کرد، و اطراف آن می گردید و اظهار محبّت می نمود. سپس روی مبارک به من نمود و فرمود:

«ای موسی بن سیّار، هر کس جنازه یکی از اولیا و دوستان ما را تشییع کند، از گناهان خود خارج می شود همانند زمانی که از مادر متولّد شده است.»

و چون جنازه را کنار قبر گذاردند حضرت رضاعلیه السلام نزدیک جنازه آمد، و دست مبارک خود را بر سینه آن میّت گذارد و فرمود:

«ای فلان بن فلان» و نام او و نام پدر او را برد و فرمود: «بشارت باد تو را، همانا از این ساعت هراسی برای تو نیست [ و تو اهل سعادت و بهشت هستی].»

پس من به آن حضرت گفتم: «فدای شما شوم، آیا این شخص را می شناختید؟ به خدا سوگند، شما تاکنون قدم به این دیار نگذارده اید؟!»

حضرت رضاعلیه السلام فرمود:

«ای موسی بن سیّار، آیا نمی دانی، اعمال شیعیان ما هر صبح و شام به ماعرضه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه