راه بهشت صفحه 180

صفحه 180

1- 501) کتاب سلیم / 346.

«تو اقرار کردی که من اهل بهشت هستم، امّا من نسبت به آنچه تو برای خود و یاران خود ادّعا نمودی، منکر و کافر هستم.»

زبیر گفت: «آیا شما فکر می کنید که سعید بن عمرو، بر پیامبر خداصلی الله علیه وآله دروغ بسته است؟»

امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:

«گمان نیست بلکه به خدا سوگند من یقین دارم که او بر رسول خداصلی الله علیه وآله دورغ بسته است.»

سپس فرمود:

«به خدا سوگند، برخی از این نه نفر که تو شماره کردی را من از رسول خداصلی الله علیه وآله شنیدم در تابوتی که پایین جهنّم است در چاه ویل قرار دارند و بر آن چاه صخره سنگی است که هر گاه خداوند بخواهد جهنّم را شعله ور کند، آن صخره را از آن چاه کنار می زند [ و یکباره جهنّم آتش می گیرد] و من این سخن را از رسول خداصلی الله علیه وآله شنیدم و اگر جز این باشد، خدا تو را بر من پیروز نماید و خون من به دست تو ریخته شود، و اگر راست گفته باشم، خدا مرا بر تو و یاران تو پیروز نماید، و خون شما به دست من ریخته شود، و خداوند شما را به سرعت به دوزخ بفرستد.»

پس زبیر با گریه از نزد امیرالمؤمنین علیه السلام بازگشت...(1)

مرحوم شیخ مفید نیز در کتاب کافیه از امام صادق علیه السلام نقل نموده که فرمود:

«امیرالمؤمنین علیه السلام در جنگ جمل به طلحه و زبیر فرمود: "امنای آل محمّدصلی الله علیه وآله و اصحاب عایشه، دختر ابوبکر که اکنون بین شما هستند می دانند، و شما می توانید از آنان سؤال کنید که رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: اصحاب جمل مورد لعنت خدا هستند؛ - و اگر کسی دروغ بگوید و به رسول خداصلی الله علیه وآله تهمت بزند زیانکار است -".»

پس طلحه گفت: «سبحان اللّه، شما گمان می کنی که ما ملعون هستیم؟ در حالی که رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: "ده نفر از اصحاب من اهل بهشت هستند؟» امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «این حدیث سعید بن زید بن نفیل است که در زمان حکومت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه