راه بهشت صفحه 206

صفحه 206

پدیدار شود، نور او چشم ها را از دیدن ناتوان می کند...»(1)

رسول خداصلی الله علیه وآله در تفسیر آیه شریفه: «یَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقینَ إِلَی الرَّحْمنِ وَفْداً» به امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:

«هنگامی متّقین وارد قیامت می شوند... خداوند به ملائکه دستور می دهد اولیای من را به بهشت ببرید، و در قیامت همراه خلایق نگه ندارید، چرا که من از آنان راضی شده ام، و رحمت من بر آنان واجب شده است، چگونه من آنان را با اصحاب حسنات و سیّئات نگه دارم؟ پس ملائکه آنان را به طرف بهشت می برند، و چون مقابل درِ بزرگ بهشت قرار می گیرند، ملائکه چنان حلقه درِ بهشت را می کوبند که صدای آن به گوش حوریان بهشتی که خداوند برای اولیای خود آماده نموده می رسد، پس حوریان به یکدیگر بشارت می دهند و می گویند: اولیای خدا آمدند. پس درِ بهشت به روی آنان گشوده می شود، و داخل بهشت می شوند، و همسران آنان از حورالعین و زنان دنیایی نزد آنان می آیند، و می گویند: خوش آمدید، چقدر ما شوق دیدار شما را داشتیم. اولیای خدا نیز همین سخن را به آنان می گویند...»

تا این که فرمود:

«یا علیّ! هنگامی که مؤمن داخل بهشت می شود، همسر او از حورالعین بر او وارد می شود، در حالی که ملائکه او را همراهی می کنند، و هفتاد حلّه از یاقوت و لؤلؤ و زبرجد و مشک و عنبر بر او پوشیده شده است، و تاجی از کرامت بر سر دارد و کفش های او از طلا و یاقوت و لؤلؤ و... می باشد، و چون نزدیک ولیّ خدا می رسد، و ولیّ خدا از شوق می خواهد مقابل او بایستد، او می گوید: ای ولیّ خدا، امروز روز زحمت و رنج نیست، برنخیز، من برای تو هستم و تو برای من می باشی؛ پس به مقدار پانصد سال از سال های دنیا همدیگر را در آغوش می گیرند، و از یکدیگر ملالتی پیدا نمی کنند، و چون آرامش پیدا می کنند، ولیّ خدا نگاهش به گردن بند او که از یاقوت احمر است می افتد، و

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه