راه بهشت صفحه 207

صفحه 207

1- 585) حقّ الیقین شبر: 2 / 156.

می بیند که در وسط آن لوحی است از درّ که در آن نوشته شده: "أنت یا ولیّ اللّه حبیبی و أنا الحوراء حبیبتک إلیک تناهت نفسی و إلیّ تناهت نفسک". یعنی: ای ولیّ خدا، تو حبیب [ و معشوق] من هستی، و من نیز حبیبه [ و معشوقه] تو هستم، همه آرزوی من تویی، و همه آرزوی تو من هستم؛ سپس خداوند هزار ملک را می فرستد تا مؤمن را به بهشت خوش آمد بگویند، و چون به اوّلین در از درهای قصر بهشتی او می رسند، از دربان اجازه می خواهند و می گویند: خداوند ما را فرستاده تا به ولیّ خدا خوش آمد بگوییم. دربان می گوید: بایستید تا به حاجب خبر دهم. پس آن ملک به حاجب که بین او و آن حاجب سه بهشت فاصله است می گوید: بر در عرصه هزار ملک ایستاده اند و خداوند ربّ العالمین آنان را برای تبریک و خوش آمدگویی به ولیّ خدا فرستاده است و آنان از من خواسته اند که برایشان اجازه دخول بگیرم. پس حاجب می گوید: برای من سخت است که به احدی اجازه بدهم بر ولیّ خدا وارد شود، چرا که او با همسر خود حورالعین خلوت نموده است؛ در حالی که بین حاجب و بین ولیّ خدا دو بهشت دیگر [ و یا دو قصر] فاصله است. پس حاجب نزد قیّم قصر ولیّ خدا می رود و به او می گوید: مقابل در عرصه هزار ملک ایستاده اند و خداوند آنان را فرستاده تا به ولیّ خود تبریک و خوش آمد بگویند و تو برای آنان اجازه دخول بگیر، پس قیّم نزد خدّام ولیّ خدا می رود و به آنان می گوید: فرستادگان خدا مقابل در عرصه ولیّ خدا ایستاده اند و آنان هزار نفر از ملائکه هستند که خداوند آنان را برای تبریک و خوش آمدگویی به ولیّ خود فرستاده است، شما به ولیّ خدا خبر دهید. پس آنان به ولیّ خدا خبر می دهند و او اجازه می دهد تا ملائکه وارد شوند، و در آن حال ولیّ خدا در غرفه ای است که هزار در دارد و بر هر دری ملکی گماشته شده است و چون ملائکه اجازه ورود می گیرند، هرکدام از دربان ها، دری که مأمور به آن هستند را می گشایند، و قیّم، هر کدام از ملائکه را از یکی از درهای غرفه وارد می کند، و آنان رسالت خود را از ناحیه پروردگار ابلاغ می نمایند [ و به ولیّ خدا تبریک و خوش آمد می گویند].»

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه