راه بهشت صفحه 228

صفحه 228

1- 666) طه / 121 - 122.

2- 667) آل عمران / 33.

3- 668) عیون: 2 / 174.

4- 669) تفسیر عیّاشی: 2 / 10؛ بحارالأنوار: 11 / 188.

5- 670) صفات الشّیعه صدوق / 50 .

6- 671) همان.

اعتقاد امامیّه این است که معراج رسول خداصلی الله علیه وآله، با بدن شریف او بوده، نه با روح تنها، و در بیداری بوده، نه در خواب، و به آسمان ها تا ملاء اعلا و سدره المنتهی بوده، نه تا مسجد اقصی فقط، و آن حضرت در معراج مقتدای همه پیامبران علیهم السلام بوده، و به مقامی صعود نموده، که هیچ پیامبر مرسل و هیچ ملک مقرّبی حتّی جبرئیل علیه السلام اجازه صعود به آن را نداشته است، و رسول خداصلی الله علیه وآله با خدای خود مشافههً سخن گفته، همان گونه که خداوند می فرماید:

«سُبْحانَ الَّذی أَسْری بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَی الْمَسْجِدِ الْأَقْصَی الَّذی بارَکْنا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیاتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ»(1).

امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه فوق می فرماید: «جبرئیل و میکائیل و اسرافیل برای رسول خداصلی الله علیه وآله براق را آماده کردند، یکی از آنان لجام [ و افسر] آن را گرفت، دیگری رکاب او را آماده کرد، و سوّمی لباسی بر پشت او قرار داد، و چون براق چموشی کرد، جبرئیل لطمه ای بر او زد، و گفت: "آرام بگیر ای براق و بدان که هیچ پیامبری همانند این پیامبر قبل از او و بعد از او بر تو سوار نشده و نخواهد شد"، پس براق آرام گرفت و خاضع گردید، و رسول خداصلی الله علیه وآله بر او سوار شد، و به آسمان ها صعود نمود، و جبرئیل علیه السلام همواره با او بود، و آیات الهی را در زمین و آسمان به او نشان می داد.»

رسول خداصلی الله علیه وآله می فرماید:

«همان گونه که حرکت می کردم ناگهان در طرف راست من نداکننده ای گفت: "یا محمّد!" من پاسخ او را ندادم و به او توجّه نکردم، سپس در طرف چپ من نیز نداکننده ای گفت: "یا محمّد!" من به او نیز التفاتی نکردم، سپس زن زیبا و عریانی که همه زینت های دنیایی در او بود، مقابل من قرار گرفت و گفت: "ای محمّد به من نگاه کن تا با تو سخن بگویم"، پس من به او توجّه نکردم، و به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه