راه بهشت صفحه 239

صفحه 239

آبروی رسول خداصلی الله علیه وآله در پیشگاه خداوند

امام صادق علیه السلام پس از نقل آنچه گذشت فرمود:

«هیچ کس به درگاه خداوند به مناجات نرفت که گرامی تر از رسول خداصلی الله علیه وآله باشد، او برای امّت خود از خدا خصلت هایی را درخواست نمود: رسول خداصلی الله علیه وآله به خدای خود عرض کرد: "خدایا همان فضائلی که به پیامبران خود عطا نمودی را به من نیز عطا کن." خطاب شد: "من به تو دو کلمه از زیر عرش خود عطا نمودم و آنها: لا حول و لا قوّه إلّا باللّه، و لا منجا منک إلّا إلیک است."

رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:

"ملائکه نیز سخنی را به من یاد دادند که هر صبح و شام آن را می خوانم: اللّهمّ إنّ ظلمی أصبح مستجیراً بعفوک، و ذنبی مستجیراً بمغفرتک،

و ذلّی مستجیراً بعزّتک، و فقری أصبح مستجیراً بفناک، و وجهی البالی أصبح متسجیراً بوجهک الباقی الّذی لا یفنی.

سپس صدای اذانی را شنیدم که ملکی در آسمان اذان می گفت و تاکنون چنین صدایی را نشنیده بودم و چون گفت: اللّه أکبر اللّه أکبر، خطاب آمد: بنده من راست می گوید، من بزرگ تر از هر چیزی هستم. و چون گفت: أشهد أن لا إله إلّا اللّه، خطاب آمد: بنده من راست می گوید، خدایی جز من نیست. و چون گفت: أشهد أنّ محمّداً رسول اللّه، أشهد أنّ محمّداً رسول اللّه، خطاب آمد: بنده من راست می گوید، همانا محمّد بنده و رسول من است، و من او را انتخاب نمودم و به نبوّت مبعوث کردم. و چون گفت: حیّ علی الصّلاه، خطاب آمد: بنده من راست می گوید، او مردم را به فریضه من دعوت می نماید. و هر کس با رغبت به طرف نماز برود، گناهان او بخشوده خواهد شد. و چون گفت: حیّ علی الفلاح، خطاب آمد: نماز صلاح و فلاح و نجاح است. سپس من بر ملائکه امامت نمودم، همان گونه که در بیت المقدّس بر پیامبران امامت کردم.

رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:

"سپس مرا غشوه ای رخ داد و به سجده افتادم و خداوند به من ندا کرد: من بر هر پیامبری قبل از تو پنجاه نماز واجب نمودم و بر تو و امّت تو نیز پنجاه نماز واجب کردم و تو باید امّت خود را به آن امر کنی. پس

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه