راه بهشت صفحه 240

صفحه 240

من پایین آمدم، و به ابراهیم[ علیه السلام] برخورد کردم، و او چیزی از من سؤال نکرد، تا به موسی[ علیه السلام ]رسیدم و او به من گفت: ای محمّد، چه کردی؟ گفتم: خداوند به من فرمود: من بر هر پیامبری پنجاه نماز واجب نمودم و بر تو و امّت تو نیز پنجاه نماز واجب کردم. موسی گفت: ای محمّد، امّت تو ضعیف و امّت آخر الزّمان است و طاقت آن را ندارد و خداوند خواسته تو را ردّ نمی کند، پس بازگرد و برای امّت خود تخفیف بگیر. پس من بازگشتم تا به سدره المنتهی رسیدم و در پیشگاه خدا سجده نمودم و گفتم: پنجاه نماز بر من و امّت من واجب نمودی و من و امّتم طاقت آن را نداریم، پس این تکلیف را بر من سبک کن. پس ده نماز کم شد، و باز من به موسی رسیدم و چون این خبر را به او دادم، موسی گفت: بازگرد، تو طاقت آن را نداری. و چون بازگشتم خداوند ده نماز دیگر را از من برداشت، و چون به موسی رسیدم و به او خبر دادم، موسی گفت: بازگرد و تخفیف بگیر و این کار چهار مرتبه انجام گرفت تا ده نماز باقی ماند و باز موسی گفت: طاقت آن را نداری، و من بازگشتم و خداوند پنج نماز دیگر را از من برداشت، و چون به موسی گفتم، او باز گفت: طاقت آن را نداری. پس من گفتم: از پروردگار خود حیا می کنم و بر این پنج نماز صبر می نمایم. پس منادی خداوند به من گفت: حال که بر این پنج نماز صبر کردی، ما آن را به جای پنجاه نماز از تو پذیرفتیم، و هر کس از امّت تو عملی را انجام بدهد ما به او ده برابر پاداش می دهیم، و اگر نیّت آن را کرده باشد و موفّق به انجام آن نشود یک پاداش به او می دهیم، و اگر نیّت گناهی را بکند و انجام بدهد، ما یک کیفر برای او قرار می دهیم، و اگر موفّق به انجام آن نشود، چیزی برای او نمی نویسیم."»

پس امام صادق علیه السلام فرمود:

«خدا به موسی از ناحیه این امّت جزای خیر بدهد [ که این عبادت را بر این امّت سبک نمود].»

اربلی در کشف الغمّه از عبداللّه عمر نقل نموده که گوید: از رسول خداصلی الله علیه وآله

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه