راه بهشت صفحه 33

صفحه 33

1- 67) داستان های شگفت انگیز / 390؛ داستان های عبرت انگیز / 117.

2- 68) بحارالأنوار: 93 / 179.

بداخلاقی و عذاب قبر

مرحوم آیه اللّه شهید مطهّری می گوید: استادم مرحوم آیه اللّه حاج میرزا علی آقا شیرازی، روزی در بین درس در حالی که اشک بر روی محاسن سفیدش جاری بود، می فرمود: «در خواب دیدم: مرگم فرارسیده، و همان گونه که در روایات توصیف شده، خود را از بدنم جدا دیدم. پس بدن من را به قبرستان حمل کردند، تا این که قبر آماده شد، و بدن مرا دفن کردند، و نگران بودم که با من چه خواهد شد؟ ناگهان سگ سفیدی وارد قبر من شد، و احساس کردم که این سگ، همان تندخویی من است، که این گونه تجسّم یافته، و به سراغ من آمده است، پس مضطرب شدم، و راه فراری از او نمی دیدم، ناگهان حضرت سیّدالشّهداعلیه السلام آمد و به من فرمود: "غصّه مخور، من او را از تو دور خواهم نمود".»(1)

مؤلّف گوید: مؤیّد قصّه فوق چیزی است که از مرحوم آیه اللّه محقّق بهبهانی نقل شده که فرمود: در خواب حضرت اباعبداللّه الحسین علیه السلام را دیدم، به آن حضرت

عرض کردم: «مولای من، آیا از کسی که در جوار شما دفن شده باشد، سؤالی می شود؟» فرمود: «کدام ملک جرأت می کند که از او سؤالی بکند؟»(2)

حاج علی بغدادی خدمت حضرت بقیّه اللّه علیه السلام مشرّف شد، یکی از سؤالات او این بود که عرض کرد: «آیا صحیح است که می گویند: "هر کس امام حسین علیه السلام را در شب جمعه زیارت کند، این زیارت وسیله امان او خواهد بود؟"» فرمود: «آری واللّه.» و اشک از چشمان مبارکش جاری شد.(3)

آثار عجیب صلوات بر محمّد و آل محمّدعلیهم السلام

در کتاب شریف بحار، جلد 94 درباره اسرار عجیب صلوات آمده: دختری وفات نمود، مادرش در خواب دید او در عذاب و عقاب بزرگ و دردناکی گرفتار

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه