می شود زیبا مرد صفحه 142

صفحه 142

یکی از شاگردان ایشان می گوید در سفر اخیری که در بیمارستان قلب در خدمتشان بودم روزی تنها بودم. از معالجات می پرسیدم، می فرمود: به درد نمی خورد. عرض کردم: چه بایدکرد؟ فرمود: باید تسلیم شد. عرض کردم: آخر دلخوشی فرزندان شما، بعضی از صبیه های شما (1) به شماست قدری فکر کرد و فرمود: خوب، حاضریم یک قدری دیگر در این دنیا برای خاطر آنها رنج بکشیم. بعد از این مذاکره بود که حال ایشان رو به بهتر شدن گذاشت به طوری که یکی دو روز بعد فرمود: به قم برویم. (2)

پس از مدتی، مجدد حال ایشان به وخامت گرایید و در یکی از همان روزها فرمود: «ما می دانیم آن طرف برای ما بهتر است، لذا از مرگ باکی نداریم.» هفته بعد که خدمتشان رسیدم فرمود: «ما به تو گفتیم که از مرگ باکی نیست اما خیلی مشکل است.» یکی از آقایان مورد اعتماد می فرمود: دوران نقاهت حضرت آیه الله بهاءالدینی یک روز بعد از نماز صبح نشسته بودم چشمم روی هم بود حالتی به من دست داد، در آن حال آیه الله بهاءالدینی را دیدم که به من می فرماید: «یک هفته دیگر من از دنیا می روم و سلمان و ابوذر به تشییع من می آیند.» پس از یک هفته ایشان از دنیا رفت.

به فرموده مقام معظم رهبری، مکان دفن پیکر مطهر ایشان در مسجد بالاسر، کنار قبر مطهر مرحوم آیه الله العظمی اراکی، بالای سر چند تن از مراجع از جمله شیخ عبدالکریم حائری تعیین شد. مسئولین آستانه و معمار گفتند: اینجا بتون است، نمی شود قبری در این مکان حفر کرد. دوستان اظهار


1- صبیه: فرزند دختر
2- حیدری کاشانی، سیری در آفاق ص379
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه