انسان و معاد صفحه 29

صفحه 29

در ابدان قرار گیرند در ملکوت اعلا و محلی ارجمند قرار داشتند. و این امر موجب می شد بیشتر ارواح برای خودشان شأنی قائل شده و ادعای ربوبیّت کنند. به همین جهت خداوند متعال با لطف و رحمت خویش آن ها را در بدن هایی که از اوّل برایشان تقدیر کرده بود قرار داد.

إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی عَلِمَ أَنَّ الْأَرْوَاحَ فِی شَرَفِهَا وَ عُلُوِّهَا مَتَی مَا تُرِکَتْ عَلَی حَالِهَا نَزَعَ أَکْثَرُهَا إِلَی دَعْوَی الرُّبُوبِیَّهِ دُونَهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَجَعَلَهَا بِقُدْرَتِهِ فِی الْأَبْدَانِ الَّتِی قَدَّرَ لَه_َا فِی ابْتِدَاءِ التَّقْدِیرِ نَظَراً لَه_َا وَ رَحْمَهً بِهَا. (1)

همانا خدای تبارک و تعالی دانست که اگر روح ها با برتری و بلندی که دارند، به حال خود رها شوند بیشترشان بدون توجه به خدا ادعای ربوبیّت خواهند کرد از این رو به قدرت خویش  و از سر علاقه و رحمت به ارواح، آن ها را در بدن هایی قرار داد که در ابتدای تقدیر برای آنان مقدّر ساخته بود.

این حدیث شریف دلالت دارد همان گونه که ارواح انسان ها مشخص و متمایز از همدیگر بودند؛ خداوند متعال هر یک از  آن ها را در بدنی مشخص و متمایز از سایر ابدان که از اول مقدّر کرده بود، قرار داد.

روایات عالم ارواح دلالت دارد که مدّت زمانی که ارواح از بدن ها جدا بودند، دو هزار سال بود.

نیز همان روایات دلالت دارد که میان خلقت ارواح فاصله زمانی وجود نداشت. یعنی به این صورت نبود که روحی خلق شود و بعد از مدتی روح دیگری از او یا مستقل از آن پدید آید؛ بلکه همه ارواح در زمان واحد خلق شده بودند. از روایات عالم ذرّ استفاده می شود که همه ذرّیه آدم (علیه السلام) از پشت وی با ترتیبی که میان آن ها در دنیا وجود دارد در یک زمان بیرون آورده شده اند. یعنی با وجود این که ترتیب آن ها


1- . توحید / 402؛ علل الشرایع 1/ 15؛ بحارالانوار 58 / 133.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه