نوجوان و معاد صفحه 117

صفحه 117

جمعیت کم کم متفرق شد. بی شک، هر کدام از مردم، آن روز به حال خوش او غبطه می خوردند و او را مردی بهشتی می دانستند که بدون سؤال و جواب در بالاترین درجات بهشت جای می گیرد و با اول یای خویش محشور می گردد.

چند شب پس از این واقعه، آن مرد به خواب یکی از آشنایان آمد و در عالم خواب از وضعیت آن مرد پرسید و گفت: «خوشا به حالت! با ایمان از دنیا رفتی. به من بگو آیا اکنون در بهشت به سر می بری و همنشین اول یاءاللّه شده ای؟ آیا خداوند بدون حساب تو را آمرزید؟»

آن مرد پاسخ داد: «آری! خداوند مرا مورد لطف و بخشش خویش قرار داد، امّا حساب کشیدن از انسان در این دنیا آن قدر مشکل است که من فکرش را نمی کردم. به یاد دارم روزی بر در دکان دوستم نشسته بودم. او گندم فروش بود. آن روز من روزه بودم. هنگام افطار، یک دانه گندم از کیسه گندم ها برداشتم و با دندانم دو نیم کردم، امّا به یکباره به خاطر آوردم که این گندم ها از آن من نیست؛ از این رو، دوباره آن گندم دو نیم شده را در کیسه گندم ها انداختم. خداوند نیز این کار مرا به حساب آورد و به اندازه نقصی که بر گندم و قیمتش وارد کرده بودم، از خوبی های من کم کرد و به دوست گندم فروشم داد».(1)

گشوده شدن پرونده اعمال در قیامت

گشوده شدن پرونده اعمال در قیامت

برای چند روزی از دیار خود سفر کرده و به شهر مدینه رفته بود. پس از


1- داستان ها و پندها، ج 1، ص 57.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه