نوجوان و معاد صفحه 152

صفحه 152

جوانی که در گوشه ای از مسجد نشسته بود و به سخنان پیامبر صلی الله علیه و آله به دقت گوش می داد، دست به دعا برداشت و از خدا خواست، به مقامی برسد که از آن حوض بنوشد و سیراب گردد.(1)

نمایی از حوض کوثر

نمایی از حوض کوثر

درباره حوض کوثر زیاد شنیده بود، امّا هرچه بیشتر می شنید، بیشتر بر علاقه اش افزوده می شد و دوست داشت بیشتر بداند.

راهی منزل امام صادق علیه السلام شد. هنگامی که امام علیه السلام در را گشود و «عبداللّه بن سنان» را دید، دریافت که برای پرسیدن سؤالی آمده است. او را به داخل منزل دعوت و از وی پذیرایی کرد. اندکی بعد، عبداللّه درباره حوض کوثر از امام علیه السلام پرسید.

امام علیه السلام خواست در حد ذهن یک انسان معمولی با او سخن بگوید و با مقیاس دنیایی اندازه حوض کوثر را بگوید، از این رو فرمود: «طول این حوض، بین «بَصری»(2) و «صفا»(3) است.»

سپس فرمود: «میل داری آن را ببینی؟»

عبداللّه بن سنان اظهار علاقه کرد و گفت: «آری! قربانت گردم.»

امام علیه السلام فرمود: «دستم را بگیر تا با هم به پشت شهر مدینه برویم.»

در آنجا، امام علیه السلام پاهایش را بر زمین زد، ناگهان نهری پدیدار شد که


1- مجمع البیان، ج 5، ص 549 .
2- شهری است در شام.
3- شهری است در یمن.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه