نوجوان و معاد صفحه 168

صفحه 168

از این رو، بیشتر دقت کرد و منتظر ماند تا پیامبر صلی الله علیه و آله آیه را بخواند. آیه این بود:

«ای کسانی که ایمان آورده اید! خود و خویشانتان را از آتشی که هیزمش جان انسان ها و (پاره های) سنگ است، نگهدارید.»

این آیه، چنان بر آن جوان گران آمد که گویا کوهی، بر او فرود آمده است. او با شنیدن این آیه بیهوش شد و به زمین افتاد.

پیامبر صلی الله علیه و آله سخنانش را قطع کرد و خود را بالای سر جوان رساند. جمعیت نیز اطراف جوان گرد آمدند. کسی نمی دانست که این جوان چرا از هوش رفته است؛ شاید فکر می کردند از شدت خستگی و گرسنگی به این حال گرفتار شده است.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دست خود را روی قلب جوان گذاشت. قلب او به شدت می تپید. پیامبر با نگرانی فرمود: «نزدیک است قلب این جوان از جا کنده شود.»

تلاش برای مداوای این جوان فایده نبخشید و در آستانه مرگ قرار گرفت. رسول خدا صلی الله علیه و آله شروع به تلقین کرد و فرمود: «بگو خدایی جز خدای یکتا و بی همتا نیست.» جوان، احساس آرامش کرد و این جمله را تکرار کرد. پیامبر صلی الله علیه و آله بار دیگر به او فرمود: «بهشت را به تو مژده می دهم.»

مسلمانان با شنیدن این جمله به مقام و منزلت این جوانِ مسلمان پی بردند و به حالش حسرت خوردند و خطاب به پیامبر صلی الله علیه و آله گفتند: «درباره ما چطور؟ آیا ما نیز مشمول این مژده هستیم؟»

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه