نوجوان و معاد صفحه 44

صفحه 44

بود و نمی خواست آن ها را با مرگش از دست بدهد. امّا، او هر روز شاهد مرگ و دفن آشنایان و بستگان بود و نمی توانست به آسانی از این موضوع بگذرد و آن را نادیده بگیرد. مدتی بود هاله ای از غم و اندوه وجودش را فرا گرفته بود، کمتر سخن می گفت، کمتر غذا می خورد و رفت و آمد او نیز به کم ترین حد رسیده بود. او روز به روز ضعیف تر و لاغرتر می شد؛ تا اینکه کمی فکر کرد و به خود آمد. بهترین راه را در این دید که نزد امام سجاد علیه السلام برود و از او کمک بخواهد. تصمیم خود را عملی کرد و نزد امام علیه السلام حاضر شد و امام علیه السلام را در جریان غم و اندوه و مشکل خود قرار داد. او از امام علیه السلام پرسید: «مرگ چیست؟ حقیقت آن را برایم تعریف کن!»

امام علیه السلام فرمود: «مرگ برای مؤمن، مانند کندن لباس چرکین و پر حشره از بدن و گشودن غل و زنجیرهای سنگین و تبدیل آن به فاخرترین لباس ها و خوشبوترین عطرها، و راهوارترین مرکب ها و مناسب ترین منزل ها است؛ برای کافر مانند کندن لباسی فاخر و تبدیل آن به چرک ترین و خشن ترین لباس ها و انتقال از منزل های مورد علاقه به وحشتناک ترین منزل ها و بزرگ ترین عذاب هاست».(1)

همه می میرند

همه می میرند

شهر، یکپارچه در غم و اندوه بود. صدای شیون و ناله، فضای مدینه را پر کرده و همه لباس عزا پوشیده بودند. کودکان گریه می کردند و یتیمان بر سر و صورت می زدند. از مسلمانان کسی باور نمی کرد که رسول خدا صلی الله علیه و آله


1- تفسیر نمونه، ج 22، ص 262.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه