نوجوان و معاد صفحه 55

صفحه 55

اجازه دهید با دشمن بجنگیم و به جسارت های آنان پاسخ دهیم.» پیامبر صلی الله علیه و آله سخن پیشین را تکرار کرد و فرمود: «هنوز فرمان جنگ نیامده است، در حال حاضر، به خودسازی و انجام واجبات بپردازید».

هنگامی که مسلمانان به مدینه آمدند، زمینه برای جنگ با دشمن فراهم شد، دستور جهاد نیز نازل گردید، امّا عده ای از همان افراد از ترس مرگ هراسان شدند و زبان به اعتراض گشودند و از شرکت در میدان جهاد سر باز زدند. در اینجا، آیه 77 سوره نساء، نازل شد و به این افراد ترسو و دلبسته دنیا فرمود: «آیا ندیدی کسانی را که به آنان گفته شد: [فعلاً] دست [از جنگ] بدارید، و نماز را برپا کنید و زکات بدهید، و[لی] همین که کارزار بر آنان مقرّر شد، به ناگاه گروهی از آنان، از مردم [مشرکان مکه] ترسیدند. مانند ترس از خدایا ترسی سخت تر و گفتند: پروردگارا! چرا بر ما کارزار مقرّر داشتی؟ چرا ما را تا مدتی کوتاه مهلت ندادی؟ بگو: «برخورداری [از این] دنیا اندک و برای کسی که تقوا پیشه کرده اند، آخرت بهتر است و [در آنجا] به قدر نخ هسته خرمایی بر شما ستم نخواهد رفت.»

3. ناآگاهی از حقیقت مرگ

3. ناآگاهی از حقیقت مرگ

مسلمان بود و از یاران امام هادی علیه السلام ؛ خدا و معاد را به زبان و قلب قبول داشت، نماز می خواند و برای مسایل دینی اهمیت قایل بود. حاضر بود به هر سختی تن دهد و هر مأموریتی را از سوی امام هادی علیه السلام بپذیرد، به شرط آن که زنده بودن او تضمین شود. اگر احساس می کرد، کاری که انجام می دهد، خطرآفرین و نشانه ای از مردن در آن است، از آن فاصله می گرفت و حتی فکر آن را هم از ذهن خود می زدود. هرگاه یکی از دوستانش حتی به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه