نوجوان و معاد صفحه 63

صفحه 63

آغاز می شود. این بدان دلیل است که خداوند، عادل است و به هیچ وجه ستم روا نمی دارد».(1)

سختیِ جان کندن

سختیِ جان کندن

عیسی علیه السلام مدتی بود که مونس خویش را از دست داده بود. آن حضرت آرزو داشت تا روزی فرا برسد تا با پیامبر خدا، یحیی علیه السلام فرزند زکریا دوباره دیدار کند، امّا افسوس که حضرت یحیی علیه السلام مدتی بود که از دنیا رفته بود. غم تنهایی و دوری از یحیی، بر دل عیسی علیه السلام نشسته بود. سال های قبل را به خاطر آورد که تنها همنشینش یحیی علیه السلام بود. گاه گاهی به قبرستان می رفت و کنار قبر مونسش می نشست و از غم فراق و دوری برایش می گفت، امّا تنها او بود که سخن می گفت و جوابی نمی شنید.

تا اینکه، روزی در همان قبرستان، رو به آسمان کرد و از خداوند خواست تا یحیی علیه السلام را دوباره زنده کند و به دنیا باز گرداند. خداوند نیز دعای پیامبرش را اجابت کرد و یحیی علیه السلام زنده شد، سپس از میان قبر برخاست و بیرون آمد. نگاهی به اطراف کرد و عیسی علیه السلام را دید. به او سلام کرد و گفت: «ای پسر مریم! از من چه می خواهی؟»

_ می خواهم با من همان گونه که در دنیا مأنوس بودی، اکنون نیز چنین باشی. من از دوری تو غمگین و ناراحت هستم.

_ ای عیسی! هنوز تلخی مرگ و جان کندن در وجودم باقی مانده است، آن گاه تو می خواهی دوباره مرا به این دنیا برگردانی تا باز هنگام جان دادن،


1- بحارالانوار، ج 6، ص 152.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه